الملا فتح الله الكاشاني

192

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و كفن پوشيدند و به زانو درآمده سرها در پيش افكندند و هارون با دوازده هزار مرد كه بر دين موسى ثابت و راسخ بودند شمشيرها كشيدند و بيامدند و بقتل ايشان مشغول شدند و حقتعالى ابرى ظلمانى بر سر ايشان بداشت تا جهان تاريك شده شفقت و مرحمت قرابت و مصاحبت ايشان را از قتل باز ندارد پس اجانب و خويشان و اقارب را مىكشتند حتى پدر پسر را و پسر پدر را تا آنكه اول روز تا وقت استواء و باصح روايات تا بغروب هفتاد هزار ايشان را بكشتند و بعد از آن موسى و هارون را بر ايشان رحم آمده بگريستند و از روى تضرع و زارى بدرگاه حضرت بارى بناليدند كه ( يا رب هلكت بنوا اسرائيل البقية البقية ) بار خدايا بنوا اسرائيل هلاك شدند اين بقيه را بما ببخش حقتعالى اجابتكرده تاريكى فرو نشست و چون موسى عليه السّلام تعداد كشتگان كرد هفتاد هزار بودند بسيار غمگين شد حقتعالى فرمود كه اى موسى راضى نيستى كه قاتل ايشان مجاهد است و مقتول ايشان شهيد و همه را ببهشت خواهيم برد موسى عليه السّلام خوشحال شد و گفت اى بنى اسرائيل چون فرمان حق قبول كرديد در قتل و يا حق تعالى فرمود كه اى بنى اسرائيل آنچه به آن مأمور شده بوديد بجاى آورديد * ( فَتابَ عَلَيْكُمْ ) * پس رجوع كرد خداى بر شما بمغفرت و توبهء شما پذيرفت * ( إِنَّه هُوَ ) * بدرستى كه او است نه غير او * ( التَّوَّابُ ) * بسيار رجوع كننده بشما بعفو و مغفرت و نيك پذيرندهء توبه از عاصيان * ( الرَّحِيمُ ) * بسيار مهربان بر ايشان به جهت توبه و انابه بدانكه فاء اولى در آيه براى تسبب است چه ظلم سبب توبه است و ثانيه براى تعقيب زيرا كه معنى آنست كه ( فاعزموا على التوبة فاقتلوا انفسكم ) و ميتواند بود كه تماميت توبه بقتل بوده باشد و معنى اينكه ( فتوبوا فاتبعوا التوبة القتل تماما لتوبتكم ) وفاء ثالثه متعلق است بكلام محذوف اگر از كلام موسى است و تقدير اينكه ( ان فعلتم ما امرتم فقد تاب عليكم ) و عطفست بر محذوفى اگر خطابست از جانب حقتعالى بايشان بر طريق التفات كانه قال ( ففعلتم ما امرتم فتاب عليكم بارئكم ) و ترتب امر قتل بر ايشان اشعار است بر آنكه هر كه حق منعم خود را نداند سزاوار است كه منعم سلب نعمت نمايد از او و لهذا بقتل و فك تركيب مأمور شدند خصوصا كه دلالات و آيات عظيمه به او نموده باشد و اين قتل امتحان حقتعالى بود ايشان را بمحنت عظيمه و بليه صعب رمانى گفته كه امر بقتل لطفى بود از جانب حقتعالى بايشان و غير ايشان هم چنان كه در حق استسلام قاتل لطف بود مر او را و مر غير او را اگر سائلى گويد كه چگونه در قتل ايشان نفوس خود را لطف باشد مر ايشان را و حال آنكه هيچ تكليفى نيست بر ايشان بعد از قتل و معقول نيست كه آن لطف بوده باشد نسبت بماضى يا حال جواب از اين آنست كه چون ايشان مكلف شدند كه يكديگر را بكشند پس هر يك قصد قتل غير خود كردند و بر اين مشقت عظيمه صبر كردند مستوجب ثواب عظيم شدند و نسبت به غير ايشان موجب