الملا فتح الله الكاشاني
170
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
از ايشان كه ناقض غرض بعث ايشانست و مزيت بيان در اين مبحث در كتب كلاميه و در كتاب تنزيه الانبيا بر اوضح و امتن وجوه مبرهن شده و نسبت نسيان و عدم عزم به او در آيه وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً بر ظاهر معنى خود نيست چنان كه در موضع خود بيايد انشاء اللَّه تعالى و در آثار آمده كه مهبط آدم كوه سرانديب بود كه درازترين كوه هند است و مهبط حوا جده چنان كه گذشت و مهبط ابليس زمين عراق و مهبط مار اصفهان و مهبط طاوس كابل و قبل از آن كه آدم را به آسمان برند طول قامت او هزار گز بود و در روايت آمده كه در حالت قيام سر او محاذى ابر بود و چون هوام و سباع از او هراسان بودند حقتعالى در حين هبوط قامت او را شصت گز كرد و چون به زمين آمد عصائى از مورد بهشت كه چهل گز طول آن بود همراه خود آورد و آن عصا بر سبيل تناوب و توارث بموسى ع رسيده در خبر است كه آن عصا در حين هبوط سبز بود و پر برگ و چون هواى دنيا به او خورد برگهاى او خشك گشت و از او ريخته شد و جميع انواع طيب كه از زمين هند حاصل مىشود اصل همهء آن از آن اوراق است و در تفسير اهل البيت ( ع ) از ابى جعفر ( ع ) نقلست كه آدم ( ع ) نهصد و سى سال داشت و در روز جمعه بعد از زوال روح در او دميد شد و مدفن او در مكه است و بروايت ديگر آدم با نوح ( ع ) ضجيع أمير المؤمنين ( ع ) است در زمين اطهر نجف على ساكنها الصلاة و السلام و ببايد دانست كه چون حقتعالى در آيات مذكوره ذكر دلايل توحيد و نبوت و معاد فرمود در عقب آن بجهة تقرير و تأكيد آن دلايل تعداد نعم عامه نمود چه نعم مذكوره از حيثيت آنكه حوادث ممكنهاند دلالت مىكنند بر وجود محدث حكيم كه خلق و امر بيد فرمان او است و از شريك و ند منزه و مبرا است و از حيثيت آنكه صدور اخبار به آن بر نحوى كه در كتب سابقه مثبت است از كسى است كه متعلم به آن كتب نشده و ممارسة به هيچ شيء از آن نكرده اخبار بغيب است و معجز صريح كه دلالت بر نبوت كسى مىكند كه خبر از آن مىدهد يعنى حضرت خاتم الانبياء ( ص ) و از حيثيت آنكه آن نعم مشتملند بر خلق انسان و اصول ايشان و بر آنچه اعظم از آنست از سماوات و ارضين دلالت مىكند بر آن كه حقتعالى قادر است بر اعادهء ايشان هم چنان كه قادر است بر ابداع ايشان و غير ايشان بعد از آن اهل كتاب را مخاطب كرد و امر نمود ايشان را بتذكر نعمى كه او سبحانه بفضل عميم خود بايشان انعام فرموده و بوفا نمودن بعهود او سبحانه كه آن اتباع حقست و اقتفاء حجج بينات تا آن را منظور امت داشته به حضرت خاتم الانبياء ( ص ) و بكتابى كه به او منزل شده ايمان آورند پس فرمود * ( يا بَنِي إِسْرائِيلَ ) * اى فرزندان يعقوب * ( اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ ) * ياد كنيد نعمتهاى مرا لفظ نعمت واحد است و معنى آن جمع است چه آن اسم جنس است يعنى همهء نعمتهاى مرا * ( الَّتِي ) * آن نعمتها كه بمحض فضل و كرم خود * ( أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ) * انعام