الملا فتح الله الكاشاني

168

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

خلود و ثانى بر تكليف بطاعت و احتراز از معصيت اينست كه بعد از امر بهبوط اول فرمود كه بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ و بعد از اين هبوط فرمود كه * ( فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ ) * پس اگر بيايد بشما خطاب بآدمست و حوا و ذريت ايشان كه در ايشان مضمر بودند يعنى اى مردمان اگر بيايد بشما * ( مِنِّي هُدىً ) * از جانب من دلالتى و بيانى از ارسال رسل و انزال كتب * ( فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ ) * پس هر كسانى كه متابعت و پيروى كنند دلالت و بيان مرا * ( فَلا خَوْفٌ ) * پس هيچ خوفى و ترسى نيست از حلول مكاره و نكال * ( عَلَيْهِمْ ) * بر ايشان چه ايشان از عذاب و عقاب ايمنند * ( وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * و نه ايشان اندوهناك شوند از فوت مقاصد و مطالب از ايشان زيرا كه به نيل مرادات فايز خواهند شد بدانكه شرط ثانى با جواب جواب شرط اول است و ما مزيده است كه ان شرط به آن مؤكد شده و لهذا تأكيد فعل بنون مستحسن است و اگر چه فعل در معنى طلب نيست و معنى اينست كه ( ان ياتينكم منى هدى بانزال او ارسال فمن تبعه نجا و فاز ) و در كشاف آورده كه ذكر حرف شك با آنكه هدايت حاصلست بجهة تنبيه است بر آنكه ايمان به خدا و بوحدانيت او مشروط ببعث رسل و انزال كتب نيست چه ادله عقليه باعث است بر وجوب ايمان و اگر چه رسول و كتاب مبعوث و منزل نشده باشد و در كشف گفته كه بجهة اشارتست به اين معنى كه اگر هدايت ديگر از نزد خدا نيايد هدايت اول كه بآدم انعام فرموده از علم اسما و غير آن كافيست و اينكه صاحب انوار تعليل آن نموده به اينكه تا اشعار باشد بر آنكه انزال و ارسال تفضلى است و هيچ كدام فى نفسه واجب نيست عقلا بنا بر آنست كه نزد شافعى انزال و ارسال واجب شرعيست نه عقلى و حق آنست كه واجب عقليست به جهت اجماع اهل البيت عليه السّلام بر اين و دلايل باهره بر بطلان آن و حقية اين در علم كلام و علم اصول فقه مبرهن شده و علامه در تصانيف خود آن را بر وجهى دلپذير در سلك تحرير و سمت تقرير كشيده و تكرار لفظ هدى بدون اضمار اشعار است بر آنكه ثانى اعم است از اول زيرا كه مراد آنست كه كسانى كه آمد بايشان رسول و كتاب و ايشان تابع رسول و كتاب و مقتضاى عقل خود شدند كه آن شهادت عقلست بر وجوب تبعيت پس هيچ خوفى نيست ايشان را در نشئه آخرت و بدانكه خوف مستعملست در مكروهى كه متوقع باشد و حزن در مكروهى كه واقع شده باشد يعنى ايشان را در آخرت خوف توقع مكاره نباشد چه جاى آنكه بايشان حلول كند و حزين نشوند بر فوت امر محبوب و مرغوب از ايشان حاصل كه حقتعالى در اين آيه نفى عقاب اهل ايمان كرده و اثبات ثواب براى ايشان فرموده بر اكد وجه و ابلغ آن و بعد از آن دربارهء كفار ميفرمايد كه * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا ) * و آنان كه پوشيدند حق را كه ايمانست * ( وَكَذَّبُوا بِآياتِنا ) * و تكذيب كردند دلايل وحدانيت ما و بعثت رسل و انزال كتب ما را * ( أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ ) * آن گروه