حسن حسن زاده آملى

64

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي )

چنان كنيم . چنان كه در خطبهء بيان و خطبه‌هاى ديگر حضرت آدم اولياء الله امير المؤمنين ( ع ) آمده است . تقدير به يك ناقه نشانيد دو محمل طغراى حدوث تو و سلماى قدم را و اين مطلب را شيخ رضوان الله عليه در قطعه اى چنين بيان فرمود : حقيقة الحق لا تحدّ و باطن الربّ لا يعدّ حقيقت حق را نمىشود محدود كرد . و باطن رب به شمار در نمىآيد فباطن لا يكاد يخفى و ظاهر لا يكاد يبدو باطنى كه نمىشود گفت پوشيده است . و ظاهرى كه آشكار نمىشود فإن يكن باطنا فحق و إن يكن ظاهرا فعبد پس اگر باطن باشد حق است . و اگر ظاهر باشد عبد است و قد علمت نشأة رتبته و هي المجموع الذي به استحق الخلافة . و همانا نشئه رتبت آدم را دانستى كه آن نشئهء مجموعى بود كه بدان سزاوار خلافت شد . اينكه به مجموع سزاوار خلافت شد براى اين است كه به نشئهء روحانيه اش از خداى متعال گيرنده است و به نشئه جسمانيه اش به خلق رساننده و به مجموع اين دو ، دولت او تام و مرتبه اش كامل مىشود . فآدم هو النفس الواحدة التي خلق منها هذا النوع الإنساني . پس آدم ابو البشر نفس واحده اى است كه اين نوع انسانى در دار وجود از او خلق شده است . در سلسلهء طولى آدم در حقيقت نفس واحدة است و عقل اول است كه آن عقل اول روح محمدى است در حقيقت كه در اين نشئهء عنصريه ظاهر شده و رسول الله فرمود : « أول ما خلق الله نوري » كه اين نوع انسانى بلكه جميع انواع مخلوق از اين نور ( كه عقل اول است و روح محمدى است و نفس واحدة است و آدم نشئهء اول دار وجود است ) آفريده شدند . نيز رسول الله فرمود : « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين » ( وقتى آدم بين آب و گل بود من پيغمبر