حسن حسن زاده آملى

54

ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي )

از نور و ظلمت است و اگر آن حجابها را از رويش كنار زند انوار رويش به هر خلقى كه رسد او را مىسوزاند . به قول ابو سعيد ابو الخير : دى شانه زد آن ماه خم گيسو را بر چهره نهاد زلف عنبر بو را پوشيد بدين حيله رخ نيكو را تا هر كه نه محرم نشناسد او را حال كه دانستيم آن چه در دار وجود است ، اوست و از كثرت ظهور ، حجاب خود است ، معناى گفتار شيخ ابو العباس قصاب آملى معلوم مىشود كه گفته است : « ليس في الدارين الَّا ربّي و ان الموجودات كلها معدومة » . تبصره : بدان هر اسمى از اسماء الهيه را مظهرى است از موجودات ، به اعتبار غلبهء ظهور صفتى كه آن اسم مشتمل است بر آن صفت در آن مظهر و آن مظهر اسم الله است به اعتبار دلالتش بر الله از جهت اتصافش به آن صفت . به اين بيان كه الله ، همان خالق و مدبر هر نوعى از انواع خلايق است به اسمى از اسمائش و آن اسم رب آن نوع است و الله سبحانه رب ارباب است و به اين معنى كلام اهل بيت عليهم السلام در ادعيه شان اشاره دارد كه فرمودند : « بالاسم الذي خلقت به العرش و بالاسم الذي خلقت به الكرسي و بالاسم الذي خلقت به الأرواح » ، و غيرها و از امام صادق ( ع ) است كه فرمود : « قسم به خدا ماييم اسماى حسنى كه از بندگان عبادتى قبول نمىشود مگر به معرفت ما » ، زيرا ائمه عليهم السلام وسايل معرفت ذات حق و وسايط ظهور صفات او و ارباب انواع مخلوقاتش هستند و علم به همهء اسماء حاصل نمىشود مگر براى كسى كه مظهر همهء اسماء باشد و مظهر همهء اسماء نيست مگر آن كسى كه در جبلَّت و سرشت او استعداد قبول همهء آن اسماء باشد و آن كس نيست مگر آدم ( انسان كامل ) * ( وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْماءَ كُلَّها ) * . و هو عين الحجاب على نفسه ، عالم عين حجاب بر نفس خود است . يعنى تعيّن عالم و انيّت او كه به آن تعيّن و انيّت از حق تميز يافت و عالم ناميده شد . آن تعين عين حجاب اوست ( يعنى عالم عين حجاب است ) . امير عليه السلام فرمود : « توحيده تمييزه عن خلقه و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة » و به عبارت ديگر خاتم أوصياء فرمود : و مقاماتك التي لا تعطيل لها في كل مكان يعرفك بها من عرفك لا فرق بينك و بينها إلَّا أنّهم عبادك و خلقك و به قول شيخ شبسترى :