رشيد الوطواط

26

مطلوب كل طالب

كلمهء پنجاه ويكم - عبد الشهوة أذل من عبد الرق . بنده شهوت ترست ذليل از بندهء درم خريده . معنى اين كلمه بتازى : العبد المشترى قد يعزه مولاه وقد يكرمه من اشتراه اما عبد الشهوة فإنه يكون ابدا في كل عين ذليلا مستحقرا ، وفى كل قلب مهانا مستصغرا . معنى اين كلمه به پارسى - هر كه در بند شهوت باشد أو آن كس خوارتر باشد كه در بند بندگى باشد ، زيرا كه وقت وقت خداوند را بر بندهء درم خريدهء خويش مهر آيد واعزاز كند أو را ، اما هرگز هيچ كس را به هيچ وقت بر كسى كه دربند شهوت باشد مهر نيايد مهر نيايد وأو را اعزاز نكند ، شعر : هر كه أو بنده گشت شهوت را * همست نفس خسيس وطبع لئيم بندهء شهوتست در خوارى * بتر از بندهء خريده بسيم كلمه پنجاه ودوم - الحاسد مغتاظ على من لا ذنب له . حسد كننده خشم آلوده بود بر آن كس كه أو را هيچ گناه نبود . معنى اين كلمه بتازى : الحاسد غضبان على من لم يظهر منه جرم ولم يحدث منه ظلم ، وما غضب الحاسد على المحسود الا بسبب نعم ساقها الله إليه واياد أفاضها عليه . معنى اين كلمه به پارسى : حسود چون با كسى نعمتي بيند خواهد گه آن نعمت أو را باشد وآن كس را نباشد وبدين سبب بر آن كس خشم آلود بود وأو را دشمن گيرد وپيوسته در زوال نعمت أو كوشد بىآنكه از آن كس جرمي پيدا آمده باشد يا جنايتي ظاهر شده ، شعر : هست مرد حسود آلود * بر كسى كو نكرد هيج گناه