علي بن زيد البيهقي
مقدمه 4
معارج نهج البلاغة
آقاى عزيز الله عطاردى خبوشانى آن را از روى اين دو نسخه است كه در دهلى در 1007 وص در سه مجلد در 1404 ه چاپ كرده است . بيهقى در بند 1390 ( ص 298 ) مى گويد « والكلام في الشرطى طويل لا يحتمل الموضع بيانه » افسوس كه در آن چاپ ( ص 891 ) آمده است « والكلام في الشرحين طويل » و گمان برده شده كه از آن دو گزارش بيهقى و راوندى خواسته شده است . گزارش ديگر اعلام نهج البلاغة از دانشمندى گمنام كه بايد در سده هفتم ساخته شده باشد و آن هم ادبى است و بارها در آن از وبرى خوارزمى بهره برده شده است . گزارش ابن أبي الحديد مداينى معتزلى ( 586 - 155 ) كه در بيست جزوه است دريائى است از أدب و تاريخ و كلام و در آن يادى از بيهقى و خوارزمى نديده أم و از آن هم توانستم در بسيارى از جاها در اين چاپ بهره برم . آن را شمس بن محمد بن مراد تاميانه جزو چهارم روز يكشنبه 14 / 1013 ترجمه فارسى كرده است . ( كتابخانه ملى 4 : 360 ش 1909 ) حاج نصر الله شاگرد پسر فتح الله دزفولى به دستور ناصر الدين شاه در 1278 - 1292 آن را بنام مظهر الايات والبينات ومظهر الدلالات به فارسى برگردانده و در 1295 آن را پاكنويس كرده است ( دانشگاه 2 : 253 - سپهسالار 2 : 45 و 135 - دريعه 14 - 15 و 167 - ديباچه فرمان مالك اشتر 25 ) . نيز گزارش ابن ميثم بحرانى در گذشته 683 براى عطاملك جوينى و گزيده و اختيار آن و منهاج العارفين أو كه به آنها هم مى نگريستم . گزارشى ديگر از كمال الدين عبد الرحمن ابن العتايقى حلّى زنده در 732 ، 778 ، است ( فيلم 6278 دانشگاه ) كه به حكمت و تصوف گرايشى داشته و پردازنده الناسخ والمنسوخ است ( فيلمها 2 : 42 و 3 : 244 ) و به پاره از آ ، كه در دسترسم بوده است هم مى نگريستم . اين گزارش بايستى بيش از چهار مجلد باشد . أو در آن از گزارشهاى ابن ميثم ( گزارش بزرگ أو ) و قاضى عبد الجبار كه شناخته نشده است و كيدرى و مداينى و دو راوندى ( فضل الله و سعيد ) بهره برده است . در ديباچه فرمان مالك اشتر ( ص 20 ) از نسخه شادروان ابن يوسف شيرازى ياد كرده أم نسخه ديگرى هم هست كه عكس آن نزد من است و آن مجلد سوم است و گويا نوشته . . . علي بن محمد بن محمد بن علي رشيد درج 1 / 86 [ 7 ] در نجف غروى بابلاغ قرائت و انهاء در 20 شعبان 786 نزد خود ابن العتايقى . در آن آمده كه ابن العتايقى مجلد سوم را در شيراز در شعبان 780 بپايان برده است و تاريخ نوشتن آن در نسخه 20 رمضان 780 بوده است . ( گ 192 ر ) نسخه اى را هم افندى در أصفهان ديده و در رياض العلماء ( 3 : 103 ) نوشته است كه مجلد سوم تاريخ ج 1 / 786 داشته است و آن