الشيخ الصدوق ( مترجم : غفاري )
35
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
خدا عليه السلام فرمود : من فاطمه را براى على تزويج نكردم بلكه خداوند عزّ و جلّ براى او تزويج كرد در شب معراج در كنار سدرة المنتهى ، و سدره را وحى فرستاد تا در افشانى كند و آن سدره درّ و گوهر بر حور العين ، بهشت افشاند ، و آنان نيز هدايا و تحف تقديم داشتند و افتخار ميكردند و درّها را به يكديگر نشان ميدادند و ميگفتند اينها نثار فاطمه دخت محمّد صلَّى الله عليه و آله است ؛ شب زفاف كه رسيد استر شهباى رسول خدا را آورده و قطيفه اى دو لايه بر آن افكندند ، و آن حضرت فاطمه را فرمود : سوار شو و سلمان را دستور داد مهار استر را بدست گرفته حركت كن در حالى كه خود از عقب استر را ميراند ، در بين راه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله صداى افتادنى شنيد ناگاه جبرئيل در ميان هفتاد هزار فرشته و ميكائيل در ميان هفتاد هزار ديگر فرود آمدند ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله پرسيد : براى چه آمديد ؟ عرض كردند كه آمدهايم فاطمه را تا به خانه شوهر بدرقه كنيم ، آنگاه جبرئيل تكبير گفت و سپس ميكائيل نيز تكبير گفت و فرشتگان همگى به تكبير صدا بلند كردند ، و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نيز تكبير گفت ، و از آن شب سنّت شد در عروسيها تكبير گويند . شرح : « آنچه در اين روايت آمده صورت عرشى و ملكوتى عروسى حضرت