الشيخ الصدوق ( مترجم : غفاري )
30
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
دختر خويلد - رحمها الله - با پدر يا عموى او صحبت مىكرد أبو طالب در اجتماع قريش حضور يافت و در حالى كه دو بازوى در حجره را گرفته بود خطبهء عقد را اين چنين آغاز كرد : « سپاس خداى را كه ما را از بذر ابراهيم و ذرّيّهء اسماعيل قرار داد ، و براى ما خانه اى نهاد كه مردمان گرد او طواف كنند ، و نيز حرم امنى كه از اطراف جهان نعمتها بسوى آن آورند ، و ما را در ديار خود بر مردم فرمانروا قرار داد ، آنگاه گفت : اين برادرزادهء من محمّد بن عبد الله بن عبد المطَّلب با هيچ يك از مردان قريش سنجيده نشود جز آنكه برترى يابد ، و با هيچ كس از آنان قياس نگردد جز آنكه بزرگتر آيد اگر چه از مال دستش تهى است ( لكن اين نقص نيست ) زيرا كه مال نصيبى ناپايدار و سايه اى زود گذر است ، و اكنون او را بهمسرى با خديجه رغبتى است و خديجه را به ازدواج با او شوقى ، و آنچه از مهريّه و صداق باشد بر عهدهء من خواهد بود چه نقدينه و چه بر ذمّه ، و او داراى موقعيّت حسّاسى است شخصيّت و مرتبه اى رفيع دارد ، و داراى زبانى است نرم و كاربر » و خديجه را بزوجيّت او آورد و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرداى آن روز با وى عروسى كرد و اوّلين فرزندى كه از پيغمبر ( ص ) حامله گشت عبد الله بن محمّد صلوات الله عليه و آله بود .