الشيخ الصدوق ( مترجم : غفاري )

28

من لا يحضره الفقيه ( فارسي )

حقّ ندارد او را بشوهرى دهد مگر با إذن و اجازهء خود او ، پس اگر هم پدر دارد و هم جدّ ، جدّ بر او ولايت دارد تا پدر حيات دار زيرا او مالك فرزند و مال اوست . و چون پدر از دنيا رفت جدّ ديگر حقّ ندارد دختر را به شوهر دهد مگر با إذن دختر . شرح : « مؤلَّف كتاب ولايت جدّ را نسبت به دختر به شرط وجود پدر ميداند و اين نظر شيخ طوسى و جماعتى از فقهاى گذشته است » . 4394 - مسلم بن بشير گويد : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم : مردى زنى را به همسرى گرفته و شاهد نگرفته است ، آيا صحيح است ؟ فرمود : نزد خود و خدايش عزّ و جلّ مسئوليّتى ندارد ، و ليكن اگر دولت جائرى او را مورد بازرسى قرار دهد عقوبتش خواهد كرد . شرح : « ظاهر خبر دلالت بر عدم لزوم شاهد در نكاح دارد ، لكن در صورتى كه متّهم بزنا شوند و نتوانند خود را تبرئه كنند بايد دليلى بر مزاوجت شرعى داشته باشند ، و يا اگر فسادى بر عدم شاهد مترتب گشت شاهد لازم مىشود ، مثلا اگر مردى زنى را به عقد موقّت خويش در آورد و او را پس از اتمام مدّت رها كرد و زن داراى فرزند شد در صورتى كه مرد انكار كرد ، يا داراى فرزند نشد و چون از ازدواج آن دو ظاهر نبود پسر همان مرد ، آن زن را به عقد خود در بياورد و از اين قبيل گرفتاريها ، لذا عدم لزوم شاهد مادامى است كه فسادى ببار نياورد و إلا لزومش قطعى است و جلوگيرندهء بسيارى از تبهكاريها است » . 4395 - عبد الخالق بنانى كوفى گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم آيا زن بيوه ميتواند بدون إذن پدر ، شوهر اختيار كند ؟ فرمود : خود اختيار خويش را بيش از