الشيخ الصدوق ( مترجم : بلاغي )
48
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
است ، ولى به نظر ميرسد كه مراد از * ( « شعر الحلق عليه » ) * موئى است كه قبلا - بنا بر روايات ديگر - از اوّل ذى القعده بسر باقى گذاشته و آن را نتراشيده يا كوتاه نكرده تا در منى بتراشد . و موى سر گذاشتن از شعار حاجيان بوده است ، و مبالغه در اين سنّت است ، و بنا بر اين معنى حديث به ابتداء باب أنسب بود » . 2204 - و روايت شده است كه از همان دم كه از خانه اش ( بدين قصد ) بيرون مىآيد ، تا آنگاه كه به خانه اش باز مىگردد ، در مقام و منزلت كسى است كه بر گرد كعبه طواف مىكند . شرح : « ممكن است مراد ، روايت كلينى در كافى باشد كه بسند صحيح از زياد بن مروان قندى از امام ابو الحسن عليه السّلام نقل كرده كه گويد : عرضكردم : فدايت شوم ، چنين است كه گاه من در مسجد الحرام هستم و مردمان را مىنگرم كه پيرامون كعبه طواف همى كنند ، و من همچنان نشستهام ، پس از مشاهدهء اين وضع غمگين ميشوم ، امام عليه السّلام فرمود : اى زياد باكى بر تو نيست ، زيرا شخص مؤمن وقتى به قصد حجّ از خانه خارج مىشود همچنان در جوّى از طواف و سعى بسر ميبرد تا به خانه بازگردد » . 2205 - و امام صادق عليه السّلام فرمود : كسى كه حجّة الاسلام - يعنى حجّ واجب - را بجا آورد ، گرهى از آتش دوزخ را از گردن خويش گشوده است ، و كسى كه دو بار حجّ كند ، تا پايان عمر و هنگام وفات همچنان در خير بسر مىبرد ، و كسى كه سه بار پياپى بحجّ رود ، و از آن پس حجّ بجاى آورد ، و يا نياورد ، در مقام شخص مدمن الحجّ خواهد بود . شرح : * ( « مدمن الحجّ » ) * كسى است كه هر وقت راهى و امكانى براى رفتن حجّ