الشيخ الصدوق ( مترجم : بلاغي )
26
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
فردى شهرنشينى ، و اين مرد ثقفى فردى چادرنشين است ، پس آيا در طرح سؤال به او ايثار ميكنى ؟ و نوبت و فرصت را به او همى گذارى ؟ مرد انصارى گفت : آرى ، پيمبر صلَّى الله عليه و آله فرمود : امّا تو اى مرد ثقفى نزد من براى اين آمده اى تا در بارهء وضويت و نمازت و فائده اى كه در آنها براى تو نهاده است از من سؤال كنى اكنون بدان كه تو چون دست خود را ( براى وضو ) در آب بزنى و بگوئى بسم الله الرّحمن الرّحيم گناهانى كه دستهاى تو مرتكب شدهاند فرو مىريزد ، و چون روى خود را بشوئى گناهان چشمانت با نگريستنشان ، و دهانت با تلفّظ به آن انجام دادهاند افشانده و ريخته مىشوند ، و چون دو ذراع خود را بشوئى گناهان از راست و چپ تو پراكنده گردند ، و چون سر و گامهايت را مسح كنى گناهانى كه در پى آنها رهسپارشده اى فرو ميريزد ، پس اين فائده اى است كه در وضوى تو نهاده شده است . و چون به نماز ايستى ، و روى دل بسوى معبود آورى ، و أمّ الكتاب - يعنى سورهء حمد - و سوره اى را كه خواندنش براى تو ميسّر باشد بخوانى ، و پس از آن ركوع كنى و ركوع و سجود نماز را كامل بجا آورى ، و تشهّد و سلام را اداء كنى ، و هر گناه كه ميان تو و نمازى كه از پيش خوانده اى تا نماز اخير كه از تو سر زده باشد براى تو آمرزيده مىشود . و اين فائده اى است كه در نماز تو نهاده شده است . امّا تو اى مرد انصارى ، پس همانا آمده اى تا در بارهء حج و عمره ات و ثوابى كه