الشيخ الصدوق ( مترجم : غفاري )
مقدمهء كتاب 6
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
در حالى كه جوان بود ، بزرگان شيعه از محضر او استماع حديث مىكردند . او جليل القدر ، حافظ احاديث ، آگاه و صاحب بينش نسبت به رجال و ناقد اخبار بود كه در ميان دانشمندان برخاستهء از قم همانند او در زمينهء حفظ داشتن احاديث و فراوانى دانش هرگز ديده نشده است ، و داراى حدود سيصد اثر گرد آورى شده است . ابن داود ( ره ) نيز در كتاب رجال خود نظير همين كلام را راجع به شيخ صدوق - رحمه الله - آورده است . فخر المحقّقين ( ره ) در اجازهء خود به شمس الدّين محمّد بن صدقه از او بنام شيخ و امام ياد كرده است . شهيد اوّل ( ره ) در اجازهء خود به زين الدّين عليّ بن خازن وى را بصفت الامام بن الإمام الصدوق ياد نموده است . شيخ علىّ بن هلال الجزائري ( ره ) ضمن اجازهء خود به محقّق كركي از او بعنوان شيخ ، صدوق ، حافظ ، نام برده است . و محقّق كركي ( ره ) نيز در اجازهء خود به شيخ حسين بن شمس الدّين او را به شيخ ، امام ، ثقه ، صدوق ، محدّث و حافظ ستوده است ، و در ضمن اجازهء خود به شيخ صفىّ الدّين عيسى از او با ألقاب حافظ و محدّث و رحّال ( پويندهء سفر ، براى كسب دانش ) و نويسنده و گنجينه و ثقه و صدوق ياد مىكند . و نيز شهيد ثانى ( ره ) در اجازهء خود به شيخ حسين بن عبد الصّمد از وى با ألفاظ شيخ ، امام ، عالم ، فقيه و صدوق نام مىبرد . و شيخ حسن ابن الشهيد ( ره ) در اجازهء خود به سيد نجم الدّين او را شيخ ، امام ، صدوق ، فقيه مىنامد . شيخ حسين بن عبد الصمد در كتاب وصول الأخيار إلى اصول الأخبار از ايشان بعنوان الشّيخ الجليل النّبيل نام برده گويد : اين شيخ بزرگوار و بسيار بلند مرتبه در ميان خاصّه و عامّه حافظ احاديث بسيار ، بصير و آگاه به فقه و رجال و علوم عقلى و نقلى ، ناقد اخبار ، پيشواى فرقهء ناجيه و فقيه شيعه و چهرهء درخشان آن در خراسان ، و عراق عجم بوده ، و در عصر خويش كسى در قدرت حافظه بويژه حفظ حديث ، و نيز فراوانى و سرشارى دانش نظير او ديده نشده است ، در سال 355 وارد بغداد شد و در حالى كه