على بن محمد العلوى العمري

96

المجدي في أنساب الطالبين

دانستم وآن را به فك اضافه وبه صورت يك كلمه مركب خواندم وخيال كردم كه مقصود مرحوم محدث قمى اين است كه مرد معتبر وبا مجد وشكوهى اين كلام را گفته است . در موقع باز خوانى آن پيش پدرم آن مرحوم گفت : " احمد دوباره بخوان كه غلط خواندى وچون باز هم آن عبارت را از أول به همان صورت نخستين خواندم گفت اين دو كلمه صاحب مجدي است يعنى مؤلف كتاب مجدي ، وچون علائم انكار وعدم قبول ورضايت را در وجنات من مشاهده كرد برخاست . واز كتابخانه خود كتاب كوچكى را آورد وگفت اين كتاب " هدية الأحباب " را هم كه مال آقاى حاج شيخ است بعدها بخوان وآن وقت خود از حرف ( صاد ) آن چندين صفحه را كه عناوين داخل آن با كلمه " صاحب " شروع مىشد ، مثل " صاحب أبواب الجنان " و " صاحب ارشاد القلوب " و " صاحب تتميم أمل الآمل " و " صاحب الجواهر " و " صاحب گوهر مراد " و " صاحب المستند " و " صاحب الوافيه " وغيره را به من نشان داد وگفت ببين ، كه آقاى حاج شيخ اشخاصى را كه كتابشان خيلى مشهور ورايج است با چنين لفظي معرفى وترجمه مىكنند - ولى پس از آنكه اين مطلب را به من فهماند ومن قانع شدم ديگر توضيحي راجع به اينكه صاحب مجدي كيست نداد . چند روز بعد باز خواندم كه . . وأبو الحسن عمرى در المجدى فرموده است كه . . حقير در آن عالم كودكى وصفاى صباوت وبا توجه به اينكه مهر أمير المؤمنين عليه السلام در جان ودل همه شيعيان أو با شير اندرون شده است كه : لا عذب الله أمي انها شربت * حب الوصي فغذتنيه في اللبن تمام روز در هيجان وتعجب بودم كه اين " عمرى " كيست كه آقاى حاج شيخ عباس حرف أو را نقل مىكند ! ؟ ! وچون مادرم حفظها الله نيز نتوانست اشكال مرا رفع