محمد تقي المجلسي ( الأول )

764

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

باشد كه خود را در معرض رحمت الهى در آورى و خود را نجات دهى در روز قيامت از عذاب الهى ، و چون قرباني أعم است از آن كه در حج باشد يا غير آن و در آن اهتمام بسيار بود آن را از حج جدا ذكر نمودند ( و حقّ السّلطان ان تعلم انّك جعلت له فتنة و انّه مبتلى فيك بما جعله الله له عليك من السّلطان و انّ عليك ان لا تتعرّض لسخطه فتلقى بيدك إلى التّهلكة و تكون شريكا له فيما يأتي إليك من سوء ) ( 1 ) و حق پادشاه يا مطلق پادشاهان و سلاطين و خوانين يا أعم از قضات و أمثال ايشان از جمعى كه تسلط بر تو داشته باشند آنست كه بدانى كه تو محل آزمايش أو شده به آن كه حق سبحانه و تعالى أو را پادشاه كرده است يا سلب لطف كرده گذاشته است تا أو را بر تو تسلط داده‌اند و ترا آزمايش كرده‌اند و أو را آزمايش كرده‌اند كه با تو خوب سر كند و مستحق ثواب شود يا ظلم مىكند و مستحق عقاب شود و بدانى كه بر تو لازم است كه كارى نكنى كه سبب غضب أو شوى كه خود سبب هلاك خود شوى و شريك أو شوى در ستمى كه بر تو كند پس بدانى كه تقيه واجبست و هر چه گويد أطاعت مىبايد كرد از جهة رضاى حق سبحانه و تعالى ما دام كه خون به غير حق نباشد و بعضي گفته‌اند كه تقيه نيست در مطلق دما پس اگر گويد كه دست فلانى را ببر كه دستت را مىبرم نمىبايد بريد اگر چه دست أو را ببرند چون دست ما عزيزتر از دست أو نيست اما اگر گويد كه دست أو را ببر و اگر نه ترا مىكشم در اينجا نيز خلافست اميد كه حق سبحانه و تعالى كسى را به اين بلاها مبتلا نكند و أكثر أوقات اين بلاها به سبب قرب ايشان حاصل مىشود هر چند از ايشان دور تر است ايمنتر خواهد بود ( و حقّ سائسك بالعلم التّعظيم له و التّوقير لمجلسه و حسن ) *