محمد تقي المجلسي ( الأول )
347
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
سابق مراد باشد پس في الحقيقة به اين مىگردد كه ما نمىدانيم وقوع و لا وقوع را و نه مراد ايشان را و الله تعالى يعلم ( و روى عن أبي حنيفة النّعمان بن ثابت انّه قال لولا جعفر بن محمّد ما علم النّاس مناسك حجّهم ) ( 1 ) و منقولست از أبو حنيفة مشهور كه أو مىگفت كه اگر نه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه بود مردمان احكام عبادات حج خود نمىدانستند و همه مىدانستند كه ايشان اعلمند و ليكن حب جاه و اعتبارات نمىگذاشت كه متابعت حق كنند . و دميرى در كتاب حياة الحيوان ذكر كرده است كه أبو حنيفة حاضر شد در مجلس حضرت و حضرت از أو مسايل بسيار پرسيد و أو ندانست از آن جمله خبريست كه صدوق بطرق متكثرة از طرق علماء عامه روايت كرده است از ابن أبي ليلى قاضى كوفه كه گفت داخل شدم با نعمان بن ثابت بر حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه پس حضرت فرمودند كه اين كيست كه با تست گفتم فداى تو گردم شخصي است از أهل كوفه كه صاحب رأى و فكر است أو را نعمان مىگويند حضرت فرمودند كه آن شخصي است كه احكام الهى را براي و عقل خود قياس مىكند ؟ گفتم بلى حضرت فرمودند كه اى نعمان آيا مىدانى كه حق سبحانه و تعالى در سر تو چند آب مقرر ساخته است يكى را تلخ كرده است و يكى را شيرين و يكى شور و يكى بدمزه چرا چنين كرده است ؟ گفت نمىدانم حضرت فرمودند كه هر گاه حكمت سر خود را ندانى حكمت الهى را در احكام أو چون خواهى دانست پس فرمودند كه كدام كلمه است كه اولش كفر است و آخرش ايمان گفت نمىدانم ابن أبي ليلى گفت فداى تو كردم بيان فرما حضرت فرمودند كه پدرم خبر دادن از پدرش از پدرش از پدرش كه حضرت سيّد المرسلين صلى ألله