محمد تقي المجلسي ( الأول )

251

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

است كه اگر امام در مكة معظمه باشند چنان كه غالب أوقات مىبوده‌اند و الحال هميشه حضرت صاحب الامر در موسم حاضر مىشود و به سبب ملازمت آن حضرت صلوات الله عليه فيوض قدسية فايض مىگردد اگر چه آن حضرت را نشناسند مانند آفتاب كه هر چند در زير ابر باشد نفع آن به خلايق مىرسد و بسيار است كه شيعيان كمل به ملازمت آن حضرت مىرسند و اين معنى بطن قرآنست چنان كه خواهد آمد ( و روى ربعىّ عن محمّد بن مسلم عن أبي جعفر صلوات الله عليه في قول الله تعالى * ( ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ ) * قال قصّ الشّارب و الأظفار ) ( 1 ) و به هيجده سند صحيح منقولست از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه كه درود و رحمت الهى بر أو باد در تفسير تفث حضرت فرمودند كه قضاى تفث به گرفتن شارب و ناخنهاى دستها و پاهاست كه همه بلند شده‌اند و ناخوش شده است مرتفع مىشود ناخوشى به گرفتن اينها ، و آن كه اينها فرد قضاى تفث است أحاديث متواتره از حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و أئمة طاهرين صلوات الله عليهم وارد شده است ( و في رواية النّضر عن عبد الله بن سنان عن أبي عبد الله صلوات الله عليه انّ التّفث هو الحلق و ما في جلد الانسان ) ( 2 ) و به هفده سند صحيح مرويست كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه فرمودند كه قضاى تفث بسر تراشيدنست و به آن چه در بدن آدمي است به گرفتن شارب و ناخن و نوره نهادن بدن و أمثال اينهاست ( و روى زرارة عن حمران عن أبي جعفر صلوات الله عليه انّ التّفث حفوف الرّجل من الطَّيب و إذا قضى نسكه حلّ له الطَّيب ) ( 3 ) و به أسانيد صحيحه و حسنه كالصحيحه منقولست كه حضرت امام