محمد تقي المجلسي ( الأول )
103
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
پس كالصحيح از أو منقولست كه گفت عرض نمودم به حضرت امام محمد تقي صلوات الله عليه كه سابقا كه حج كردم سنى بودم بنا بر اين به حج آمدهام و حق سبحانه و تعالى را منّت بر من است كه عارف شدم به حق شما و امامت شما و دانستم كه مذهب سابقم باطل بود چه مىفرماييد در اين حج حضرت فرمودند كه اين حجرا حجة الاسلام كن و به قصد حجة الاسلام به جا آور و حج سابق را را نافله كن و ظاهر مىشود كه بنا بر حج سابق گذاشتن به اعتبار رخصت بود پس مىتواند كه قصد حجة الاسلام كند اين حج را موافق واقع . و أول كه باطل بود مىتوانست كه آن را حجة الاسلام كند بحسب رخصت چرا نتواند كه حج تطوع كند چنان كه گذشت در اعاده نماز به جماعت . و كالصحيح از علي بن مهزيار منقولست كه إبراهيم همداني عريضه نوشت به خدمت حضرت امام محمد تقي صلوات الله عليه كه من بر خلاف حق بودم و حج اسلام را بعنوان حج تمتع كردهام حضرت فرمودند كه حجّت را اعاده كن و ظاهرش استحباب است ، و محتمل است كه چون به اعتقاد سابقش حج تمتع صحيح نبوده است واجب باشد كه اعاده كند . و در صحيح از بزنطى منقولست از على از أبو بصير كه حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه منقولست كه فرمودند كه اگر شخصي پريشان باشد و شخصي أو را به حج برد ثواب حج اسلام را دارد و چون مال بهم رساند بر اوست كه مرتبه ديگر حج كند ، و همچنين است ناصبي هر گاه عارف شود حج مىكند اگر چه پيشتر حج كرده باشد و اين محمولست بر استحباب و اما جزو أول اين حديث و موثقه كالصحيحه أبو العباس كه مثل اين است كه اگر برادران أو را به حج برند مجزيست از حجة الاسلام و اگر