محمد تقي المجلسي ( الأول )

8

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

از امثال شما مردمان كه به خدمت ائمه معصومين صلوات الله عليهم رسيد و خواهيد كه خوب باشيد و چنين نماز كنيد و بنا بر اين ممكن است كه حماد واجبات نماز را به جا آورده باشد و به سبب ترك مستحبات حضرت او را تاديب فرموده باشند حماد گفت كه بسيار خوارى به من رسيد به سبب فرموده حضرت چون جمعى در خدمت حضرت بوده‌ايم پس گفتم فداى تو گردم تو ياد ده نماز را به من پس حضرت رو به قبله ايستادند و قد مبارك را راست كردند به آن كه استخوانهاى پشت همه به جاى خود رفتند و مشهور ميان علما آنست كه انتصاب مستحب است و قيام واجبست پس دستها را آويختند تمام به جانب رانها يعنى از پيش نه از پهلو و بر بالاى هم نگذاشتند چنان كه اكثر عامه مىگذارند و انگشتان را پهلوى هم داشته بودند و نگشوده بودند و پاها را نزديك هم گذاشتند تا آن كه ميان هر دو به مقدار سه انگشت گشوده بود كه تقريبا شش انگشت باشد و انگشتان پاها را همه را رو به قبله كردند و نگردانيدند از قبله به جانب راست و چپ و ايستادند از روى خشوع و يا تضرع به آن كه نظر را به محل پيشانى كردند يا آثار خوف و خشيت بر آن حضرت ظاهر شد پس گفتند الله اكبر و از اين حديث جمعى از علما گفته‌ايم كه مىبايد كه بنده در حالت تكبير احرام مستشعر عظمت الهى باشد و ممكن است كه نيّت كرده باشند و تضرع و استكانت عبارت از آن باشد و ليكن بعيد است اما استشعار عظمت الهى لازم دارد نيّت را چون هر گاه بنده در مقام عبادت خداوند ايستد و عظمت و جلال او را ياد كند البته عبادت را حسب الامر مىكند يا حبا له يا اهلا له يا قربة إلى الله پس الحمد للَّه را به ترتيل خواندند يعنى به تأنى و تامّل و تفكر در معانى آن چنان كه از اخبار ظاهر مىشود . و بعضى گفته‌ايم كه ترتيل حفظ وقوفهاست و اداى حروفست از مخارج آن با مراعات صفات و از كلينى ظاهر مىشود كه مراد از آن خواندن به آواز خوش