محمد تقي المجلسي ( الأول )
73
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
توان كردن و حال آن كه شكر مىكنم او را بر آن كه مرا اهل آن كرده است كه تسبيح او كنم و نيستم از جمله مشبه و جبريه و ساير اهل ملل باطله و تسبيح را سه مرتبه مىگويى و اگر پنج مرتبه به گويى بهتر است و اگر هفت مرتبه به گويى افضل است و عبارت دعا را به اين نحو در جائى نديدم . و كلينى بسند صحيح و حسن كالصحيح از زراره از حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه روايت كرده است كه فرمودند كه چون خواهى كه به ركوع روى در وقتى كه ايستاده باشى الله اكبر بگو پس به ركوع رو و بگو اللَّهمّ لك ركعت و لك اسلمت و بك امنت و عليك توكَّلت و أنت ربّى خشع لك قلبى و لفظ قلبى در بعضى از نسخ نبود و در تهذيب نيست و سمعى و بصرى و شعرى و بشرى و لحمي و دمى و مخّي و عصبى و عظامى و ما اقلَّته قدماى غير مستنكف و لا مستكبر و لا مستحسر سبحان ربّى العظيم و بحمده را سه مرتبه بگو با تانّى و در حالت ركوع هر دو پاها را برابر هم مىگذارى و فاصله يك شبر بوده باشد ميان پاها و كفهاى دست را به زانوها مىگذارى به نحوى كه زور دستها بر زانوها باشد و دست راست را بر زانوى راست پيشتر از چپ مىگذارى و كاسهء زانوها را با انگشتان خود بلع مىكنى و انگشتان را پهن مىكنى وقتى گرد زانوها مىگذارى و پشت را راست مىكنى و گردن را مىكشى و بايد كه نظرت در حال ركوع در ميان پاها باشد و چون راست بايستى بگو سمع الله لمن حمده و الحمد للَّه ربّ العالمين اهل الجبروت و الكبرياء و العظيمة للَّه ربّ العالمين به آواز بلند مىگويى پس دستها را از جهت تكبير سجود بر مىدارى و خود را مىاندازى به سجده و چون اين خبر صحّتش ظاهر است خواندن اين دعا بهتر است و لا مستحسرا يعنى از روى تنبلى و سنگينى ركوع نمىكنم بلكه نهايت شوق دارم و در فقه رضوى به اين عنوانست كه