محمد تقي المجلسي ( الأول )

71

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

آنها همگى در اوقات تاريكى است و آن شام و خفتن و صبح است پس واجبست كه در آن نمازها بلند بخوانند تا بداند كسى كه از آنجا گذرد در آنجا نماز جماعتى بر پا شده است پس اگر خواهد كه نماز را به جماعت كند بكند زيرا كه اگر جماعت را نمىبيند از راه شنيدن قرائت مىداند ، و نماز ظهر و عصر را كه در آن بلند نمىخوانند در روز واقع است در زمانى كه روشن است پس چون مىبيند احتياج بشنيدن ندارد . ( فاذا قرات الحمد و سورة فكبّر واحدة و أنت منتصب ثمّ اركع وضع يديك اليمنى على ركبتك اليمنى قبل اليسرى وضع راحتيك على ركبتيك و ألقم اصابعك عين الرّكبة و فرّجها و مدّ عنقك و يكون نظرك فى الرّكوع ما بين قدميك إلى موضع سجودك ) پس چون حمد و سوره خواندى يك تكبير از براى ركوع بگو وقتى كه ايستاده باشى پس به ركوع رو و دست راست را بر زانو گذار پيش از دست چپ و كفهاى دست را بر زانوها گذار و كاسه زانو را در ميان انگشتان خود در آور و گشاده كن انگشتان را و گردن را بكش « تا اينجا در احاديث صحيحه وارد است » ، و مىبايد كه چشم خود را در ركوع در ميان پايها اندازى تا موضع سجده ات و اين معنى را در هيچ خبرى نديده‌ام بلكه در احاديث صحيحه وارد است كه مىبايد نظر در حال ركوع در ميان پاها باشد و ظاهر اين عبارت را از فقه رضوى برداشته باشد و در آنجا چنين است . ( وفى وقت القراءة إلى موضع سجودك ) و كلمه اولى از نساخ افتاده باشد ( والله تعالى يعلم و سال رجل امير المؤمنين صلوات الله عليه فقال يا ابن عمّ خير خلق الله عزّ و جلّ ما معنى مدّ عنقك فى الرّكوع فقال تأويله امنت بالله و لو ضربت عنقى ) و در حديث قوى منقولست كه