محمد تقي المجلسي ( الأول )

54

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

ايشان بود تا حق سبحانه و تعالى اشموئيل پيغمبر را بر ايشان فرستاد و او بنى اسرائيل را جمع كرد و مشورت نمود كه بشود كه اگر حق سبحانه و تعالى از ميان شما پادشاهى مقرر سازد شما اطاعت او بكنيد و با كفار جهاد كنيد و حق سبحانه و تعالى شما را منصور گرداند ايشان قبول كردند چنان كه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد كرده است و طالوت را حق سبحانه و تعالى پادشاه ايشان كرد و با جالوت جنگ كردند و جالوت بر دست حضرت داود كشته شد تا آن كه داود پادشاه ايشان شد و ايشان دشمنى داود را در دل گرفتند مثل دشمنى سنّيان با حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه حال نظر كنيد كه اين سكان يهود چها در شأن داود و سليمان در اين تاريخ ياد كرده‌اند بلكه داود را بت پرست كرده‌اند با سليمان و هر دو را از پادشاهان جابر مىدانند و پيغمبر نمىدانند و با اولاد لوط بد شدند و ميان بنى اسرائيل و ايشان محاربات واقع شد ، در اصل تورات محرف نقل كرده‌اند كه چون حق سبحانه و تعالى شهرهاى قوم لوط را خراب كرد و لوط در ميان جمعى ديگر رفت كه آنها نيز كافر بودند و آن جماعت اراده خواستگارى دختران او كردند حضرت لوط قبول نكرد دختران با خود فكر كردند كه آخر ما عزب بمانيم و پدر ما بىنسل يك دختر شرابى بخورد لوط داد و چون لوط مست شد شد با او جماع كرد و شبى ديگر دخترى ديگر چنين كرد و فرزندى كه از لوط به همرسيد همه ولد الزنا و همچنين اولاد هارون بر ايشان به حكم موسى امام شدند و چون ايشان را تاديب مىكردند در اصل تورات حكايات سامرى را همه نسبت به هارون داده‌اند كه هارون خود گوساله را ساخت و پرستيد و همه به تبعيّت هارون پرستيدند با آن كه مىتوان گفت كه ثلث تورات در شأن هارون و خوبيهاى اوست و لباسهايى كه حضرت موسى از جهت پادشاهى او مقرر ساخت ديگر در اصل