محمد تقي المجلسي ( الأول )

120

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

به حمد ربّى جلّ جلاله و هى السّاعة الَّتى يصلَّى علىّ فيها ربّى جلّ جلاله ففرض الله علىّ و على أمّتي فيها الصّلاة و قال * ( أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ ) * و هى السّاعة الَّتى يؤتى فيها بجهنّم يوم القيمة فيما من مؤمن يوافق تلك السّاعة ان يكون ساجدا او راكعا او قائما الَّا حرّم الله جسده على النّار ) پس حضرت سيّد المرسلين صلَّى الله عليه و آله فرمودند كه آفتاب را حلقه هست نزد زوال كه در آنجا داخل مىشود و اين حلقه بنا بر مشهور دايره موهومه ايست كه در ميان حقيقى مشرق و مغرب اعتدال توهم كرده‌اند و ميان مشرق و مغرب هر روز نيز صحيح است زيرا كه به يك نسبت است مشارق و مغارب در قرب و بعد از اعتدال و در اينجا مراد دايره ايست بعد از آن دايره از جانب مغرب زيرا كه تا در دايره وسط حقيقى است زوال نشده است و چون از آن دايره بيرون مىرود زوال است و ممكن است همان دايره باشد و تا داخل شود زوال شود زيرا كه تا داخل شده است بيرون مىرود و زمانى فاصله نمىشود و ليكن چون ظهورش بر ما محتاج است به زمانى دايره بعد را رعايت مىبايد كرد پس چون داخل مىشود در آن دايره زوال مىشود پس هر چيزى كه هست در ميان عرش به تسبيح و تمجيد پروردگار من در مىآيند و مىگويند سبحان الله و بحمده و اين تسبيح غير تسبيحى است كه هميشه به آن ناطقند چنان كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه * ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه ) * يعنى هر چيزى كه هست از موجودات به زبان حال يا مقال تنزيه پروردگار خود مىكنند با تحميد يعنى همه من حيث الامكان او الحدوث مىگويند كه البته كسى هست كه ما را آفريده است و او را مناسبتى بما نيست و جسم نيست و در مكان نيست و در جهت نيست مجملا از جميع نقايص منزّه است و بجميع كمالات موصوف است پس تسبيح و تنزيه ايشان