محمد تقي المجلسي ( الأول )

109

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

پس روز ديگر حافظان عمل عملى را بالا برند كه صالح باشد و او را به نيكى و بزرگى يا بسيارى ياد مىكنند و از آسمان اول مىگذرانند تا به آسمان دويم مىرسند پس ملك آسمان دويم مىگويد كه بايستيد و اين عمل را بر روى صاحبش زنيد چون غرض اين بنده از عمل دنيا بوده است كه حق سبحانه و تعالى دنياى او را زياده كند من صاحب دنيايم نمىگذارم كه عمل چنين كسى از من بگذرد پس حضرت فرمودند كه حافظان اعمال عملى را بالا مىبرند كه به آن مشعوف و خوشحال باشند به سبب نماز و صدقه كه ايشان را خوش آمده باشد از كثرت و خوبى تا به آسمان سيم مىرسند پس ملك مىگويد كه بايستيد و اين عمل را بر روى صاحبش زنيد و بر پشت او زنيد من ملك صاحب تكبرم اين مرد اگر چه اين اعمال كرده است و ليكن در مجالس بر مؤمنان تكبر مىكند پروردگارم امر كرده است كه نگذارم كه عمل چنين كس از من درگذرد پس فرمودند كه حافظان عمل عمل بنده را بالا برند كه منور باشد مانند ستارگان درخشنده در آسمان و آن عمل را صدايى باشد به تسبيح و با آن روزه و حج باشد تا به آسمان چهارم رسند آن ملك گويد كه بايستيد و اين عمل را بر رو و شكم صاحبش زنيد من ملك عجبم اين مرد را اعتقاد اينست كه كارى كرده است و از عمل خود خوشنود است پروردگارم امر كرده است كه نگذارم كه عمل او از من درگذرد پس حضرت فرمودند كه حافظان عمل عملى را بالا برند مانند عروسى كه او را به خانه شوهر برند و از آسمانها بگذرانند تا به آسمان پنجم رسند و آن عمل مشتمل باشد بر جهاد و صدقه ميان دو نماز و آن عمل روشن باشد مانند آفتاب پس ملك گويد كه بايستيد من ملك حسدم ببريد اين عمل را و بر روى صاحبش زنيد و در گردنش بياويزيد به درستى كه اين مرد حسد مىبرد علما و عبّادى را كه از جهت حق سبحانه و تعالى عمل مىكنند و چون جمعى را مىبيند كه در علم يا