السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )
59
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )
گفتند : " به خدا سوگند از گقتن نظر خوددارى نمىكنيم وآراى خود را تقديم مىداريم . اكنون مقصود را بگو تا بشنويم . " گفت : " اى بنى تميم ! بدانيد كه معاوية مرد وبه خدا قسم مرده اى است پست وبي ارزش كه در هلاكت وفقدانش افسوسى نيست وبدانيد با مرگش درهاى ظلم وگناه شكسته شد وپايه هاى ستمكارى متزلزل ولرزان گرديد . معاوية بيعتي از مردم گرفت كه حكومت پسرش يزيد را تأمين كند وگمان كرد كه آن را محكم واستوار ساخته است ، ولى هيهات كه چنين باشد . به خدا قسم كوشش بيهوده نمود وجديت أو به ضعف وسستى گرائيد ، با حيله گران مشورت كرد وخوار شد . اينك پسر شرابخوار وزشتكارش ، يزيد ، به جاى أو نشسته است وادعاى خلافت مسلمانان را مىكند وبدون اجازه ايشان ، خويش را أمير مىشمرد . در صورتي كه حلم وبردبارى اش اندك ودانش وشناخت أو ناچيز است . از راه حق به اندازه اى كه پاى خويش را بنهد ، نمىشناسد . أو چطور مىتواند رهبرى أمتي را به عهده بگيرد ؟ به خدا سوگند ياد مىكنم - سوگندى كه هيچ كذب وخيانت ودروغ در آن نيست - كه جنگيدن با يزيد ، براي حفظ دين ، بهتر از جهاد با مشركين است . ولى حسين بن علي ( ع ) ، پسر دختر پيغمبر شما ، مردى است شريف وأصيل وداراى رأى نيكو . فضل أو قابل توصيف وعلم أو پايان پذير نيست . أو براي خلافت شايسته تر است ، زيرا سوابقش در اسلام درخشانتر وسنش بيشتر وقرابتش با رسول خدا ( ص ) بر همه روشن است . نسبت به كوچكها مهربان وبا بزرگها نيكوكار است . أو بهترين والى وامامي است كه خداوند به وسيله أو حجت را بر شما تمام كرده وراه سعادت را به شما نشان داده است . پس شما ديدگان خود را در برابر نور حق ، از دست ندهيد وبدون شناختن راه هدايت ، خود را در گودالهاى باطل نيفكنيد . در جنگ جمل بود كه صخر بن قيس لكه ننگ وخوارى را به دامان شما افكند ( شما را از يارى علي ( ع ) بازداشت ) ، ولى امروز شما بايد با يارى فرزند پيغمبر آن را شستشو دهيد . به خدا سوگند هر كس از يارى أو كوتاهى ورزد خداوند فرزندانش را ذليل وخويشانش را كم مىسازد . بدانيد كه من لباس جنگ پوشيده أم وزره بر تن نموده أم ومطمئن باشيد كه هر كس كشته نشد مىميرد وفرار ، انسان را نجات نمىدهد . خداوند شما را بيامرزد . سخنان مرا نيكو پاسخ گوييد . " سپس بنى حنظله شروع به سخن كردند وگفتند : " اى ابا خالد ! ما به منزله تيرهاى