السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )
257
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )
به عزم پى گيرى وتعقيب قاتلان امام حسين ( ع ) حركت نمود . آنان نخست به كربلا رفتند وساعاتى طولانى بر سر مزار آن شهيدان غريب ومظلوم وبي كس أقامت نمودند ومشغول عزادارى وگريه وناله وتوبه وانابه شدند واز كوتاهى وقصورى كه در يارى ونصرت آن بزرگواران مرتكب شده بودند ، معذرت خواهى كردند . شعار آنان اين بود كه جز با كشتن نفس ( أقتلوا أنفسكم ) وتوبه كامل به سوى خدا ، از اين گناه بزرگ پاك نخواهند شد . از اين رو بر سر مزار امام ( ع ) با هم هم قسم وهم پيمان شدند كه تا انتقام خون أو ويارانش را نگيرند ، از پا ننشينند . پس از اين پيمان مقدس بود كه به محل " قيرقيا " واز آنجا به طرف " عين الوردة " در جست وجوى دشمن وتعقيب آنان عازم شدند . در اين منطقه بود كه با سپاه ابن زياد كه از سوى مروان بن حكم عازم گرديده بود ، رو به رو شدند وقتال شديد وجنگ سختى را انجام دادند . تعداد كثيرى از دو طرف كشته شدند ، تا در پايان منجر به كشته شدن وشهادت سليمان بن صرد گرديد . مبارزان وياران أو پراكنده شدند وهر كدام به أوطان خود برگشتند . پس از شهادت سليمان ، مختار با بينش سياسي كه داشت ، به اجتماع مردم رفت واعلام نمود : " سليمان به سوى خدا شتافت . خداوند روح أو را با پيامبران ، صديقين وشهيدان وصالحان قرار دهد ، ولى أو با همه صداقت وايمانى كه داشت ، أهل جنگ ومرد مبارزه نبود ونمىتوانست أهداف شما را تأمين كند ، ولى من در اين امر ، أمير امين ومأمور راستين ، قاتل ستمكاران ومنتقم دشمنان دين هستم ، اكنون همه آماده ومجهز گرديد تا من شما را به كتاب خدا ، سنت پيامبر أو وخونخواهى خون أهل بيت ( ع ) ودفاع از ضعيفان وجهاد با متمردين از أوامر الهى رهبرى نمايم . . . " . . . كه شرح تفصيلي آن خواهد آمد . 2 - إبراهيم بن مالك اشتر إبراهيم ، فرزند مالك اشتر نخعى كه استاندار اعزامى علي ( ع ) به ديار مصر بود ،