السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )

127

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )

عمر بن سعد ، آغازگر جنگ راوي مىگويد : عمر بن سعد جلو آمد وتيرى به سوى أصحاب حسين ( ع ) وخيمه آنان پرتاب كرد وگفت : " اى مردم ! نزد أمير شهادت دهيد كه من نخستين كسى بودم كه به سوى حسين ( ع ) تير انداختم . " وبدنبال آن ، تيرها مانند باران از طرف سپاه عمر بن سعد باريدن گرفت . حسين ( ع ) به أصحاب خود فرمود : " خداوند شما را بيامرزد . برخيزيد وبه سوى مرگ - كه چاره اى از آن نيست - پيش رويد ، زيرا تيرها ، پيام آوران اين جماعت است كه شما را به جنگ فرا مىخوانند . " پس از آن ، ياران حسين ( ع ) حمله نمودند وساعتي جنگيدند ، تا آن كه جمعى كشته شدند . در اين هنگام حسين ( ع ) دست به محاسن خود زد وفرمود : " خشم وغضب خداوند بر جماعت يهوديان شدت گرفت ، هنگامى كه براي خدا فرزندى قايل شدند وگفتند كه عزير پسر خداست وبر گروه نصارى شدت گرفت ، وقتي كه خدا را ثالث ثلاثة قرار دادند وغضب أو بر طايفه مجوس شدت يافت ، زماني كه از عبادت خدا دست برداشتند وبه پرستش خورشيد وماه پرداختند ، وغضب أو شدت يافت بر مردمى كه متفق القول ، دست به دست يكديگر داده ، براي كشتن پسر پيغمبر خود آماده شدند . با اين حال ، به خدا سوگند ، پيشنهاد اين مردم را نمىپذيرم وبا يزيد هرگز بيعت نمىكنم تا با چهره آغشته به خون به ملاقاة " الله " بشتابم . " أبو طاهر محمد بن حسين نرسى در كتاب " معالم الدين " از امام صادق ( ع ) روايت مىكند كه حضرت فرمود : " از پدرم شنيدم كه فرمود : چون حسين ( ع ) با عمر بن سعد ملاقاة كرد وجنگ شروع شد ، خداوند براي يارى أو جمعى از فرشتگان را از آسمان فرستاد تا بالاى سر أو به پرواز درآيند . سپس آن حضرت مخير شد بين دو چيز : أو را يارى كنند ودشمنانش را نابود نمايند ويا اين كه شهيد شود وبه ملاقاة خداوند نائل گردد . حسين ( ع ) ملاقاة خداوند را پذيرفت . " پس از آن حسين ( ع ) فرياد زد : " آيا فرياد رسى هستى كه براي خدا ما را يارى كند ؟ آيا مدافعى هست كه دشمنان را از حرم رسول خدا ( ص ) دور سازد ؟ "