الشيخ الكليني ( مترجم : رسولي )
386
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
سپس مجلسى عليه الرحمه از محقق سديد مرحوم شيخ مفيد قدس الله روحه نقل مىكند كه ايشان هم در جواب مسائل عكبريه از اين اشكال جواب دادهاند كه در مذهب ما اين مطلب مورد اتفاق نيست كه امام عليه السلام تمام حوادث و وقايعى كه پيش آمد مىكند با تفصيل و تشخيص ميداند ( چنانچه در حديث 659 راجع بپنهان شدن كنيز امام صادق عليه السلام بيان كرديم ) بلكه آنچه مورد اتفاق شيعه مىباشد اينست كه : هر قضيه و حادثه اى كه در روى زمين رخ دهد ، امام عليه السلام حكم آن را ميداند و سپس ميگويد : و اگر هم روايتى باشد كه امير المؤمنين صلوات الله عليه قتل و شهادت خود را بتفصيل ميدانست ميگوئيم : آن حضرت مأمور بتسليم و صبر بر شهادت بود ، تا بدرجات بلندى كه جز بوسيله شهادت به آن نتوان رسيد نائل آيد ، و سپس نسبت به امام حسن و امام حسين عليهما السلام نزديك به همين بيان را ميفرمايد و در حديث 675 راجع به اين مطلب توضيح بيشترى داده مىشود . آنگاه مرحوم مجلسى از علامه حلى طيب الله تربته پاسخ اين اشكال را به همين مضمون نقل مىكند و خلاصه اش اينست كه تكليف امام غير از تكليف ما مىباشد و رواست كه امام عليه السلام با آنكه ميدانست در آن شب كشته مىشود ، جان خود را در راه خدا بذل كرده باشد ، چنانچه بر سرباز جبهه جهاد لازمست پايدارى ورزد اگر چه كشته شود . آنچه به نظر ما ميرسد : كلام اين بزرگان در نهايت متانت و استحكامست و احتمالى را كه شيخ مفيد در باره علم امام فرمود ، سزاوار است مورد دقت و مطالعه قرار گيرد ، زيرا وقتى چنين عالم بزرگى احتمال عدم تعميم علم امامرا نسبت به تمام وقايع و حوادث بدهد ، ما حق نداريم كه دايه دلسوزتر از مادر شده و شمول علم امامرا به تمام وقايع و حوادث مورد اتفاق شيعه بدانيم . آنچه در اينجا مادر بچه مرده را ميخنداند اينست كه : مترجم معاصر ما قلم بدست گرفته و به تمام اين بزرگان و مايه هاى افتخار شيعه تاخت و تاز كرده است او مينويسد : چرا كلمات آنها بر اساس احتمالات و امكان پى ريزى شده و علم قطعى در موضوع نداشته و روشن نبودهاند ، چرا اصول مسلمه مذهب را انكار كرده و در برابر اجماع مدعى اجماع شدهاند كه اگر تحليل و تجزيه شود نتيجه مىدهد اجماع شيعه را بر نادانى امام - نعوذ با لله - و بالاخره اين مترجم پر مدعى كه كلام شيخ مفيد را نفهميده و در نتيجه چنان جسارت بزرگى بمفخر شيعه كرده است ، همان جوابى را كه ايشان و علامه حلى و مجلسى قدس الله اسرارهم بعبارات مختلف بيان فرمودهاند ، بتعبير ديگرى با تفصيلات زائد ذكر نموده است . من نمىدانم اگر در اجماع شيعه مانند شيخ مفيد و علامه نباشند . آن اجماع از چه اشخاصى تركيب و تشكيل مىشود و اما راجع باحتمالات و امكان ، ما در مقدمه اين كتاب توضيح مفصلى بيان كرديم . 5 - موسى بن جعفر عليه السلام فرمود : خداى عز و جل بر شيعه غضب كرد ، پس مرا مخير ساخت كه يا من و يا آنها فدا شويم ، به خدا من با دادن جان خودم ايشان را حفظ كردم .