الشيخ الكليني ( مترجم : رسولي )

201

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

آنجا دست از كار بكشد و بگويد برايم بدا حاصل شد ، پيداست كه چنين بدائى نسبت بخداى تبارك و تعالى محالست ، خدا پيش از آفرينش مخلوق همه چيز را ميدانسته و سود و زيان هر چيز نزدش هويدا و آشكار بوده است ، او هرگز چيزى خلق نكند و فرمانى ندهد كه بعدا پشيمان شود و منصرف گردد . چنانچه امام صادق عليه السلام در حديث 9 و 10 اين باب به اين معنى تصريح ميفرمايد ، و اما بداء نسبت به خدا به اين معنىست كه خدا چيزى را مطابق اوضاع و شرايطى مقرر دارد و سپس بواسطه تغيير اوضاع و شرايط آن را تغيير دهد و چون ما خدا را فعال ما يشاء ميدانيم و ميدانيم كه او هر چه را مصلحت داند مىكند و هر روز در كار تازه ايست و او دست بسته و كنار نشسته نيست بايد اين تغيير را بدهد و از اين جهت است كه عقيده ببدا در روايت 1 و 3 و 12 و 13 - اين باب با اهميت تلقى شده است دانشمندان اسلامى اگر چه در معنى بداى خدا نسبت بمقام ثبوت نظرهاى مختلفى دارند ، مير داماد ره گويد بدا در مقام قضا و جناب قدس حق و مفارقات محضه و متن دهر نيست بلكه در قدر و امتداد زمانست و شاگردش ملا صدرا هم از او تبعيت كرده است ، سيد مرتضى فرموده است بدا همان نسخ در احكامست ، مجلسى ره قائل بلوح محفوظ و لوح محو و اثبات شده است ولى تمام اين بزرگان اين معنى را قبول دارند كه خدا آنچه را تغيير ميدهد پيش از آنكه چيزى را بيافريند ميدانسته است يعنى او ميدانسته كه مثلا در هزار سال بعد كودكى متولد مىشود كه عمرش را 50 سال مقرر ميدارد ولى آن كودك بزرگ مىشود و گناهانى كه موجب كوتاهى عمر است مانند زنا و قطع رحم انجام ميدهد و او عمرش را از 50 به 40 مىآورد و در آن سن ميميرد و جز خدا كسى اين را نداند و اين بزرگان چون به اين مطلب عقيده دارند ناچار ميشوند كه در مقام ثبوت بدا دو مرحله قائل شوند و شايد بيان مرحوم مجلسى مطابق اخبار باشد ، خلاصه تمام دانشمندان شيعه باور دارند كه بدا به اين معنى اولا وقوع دارد و ثانيا خداى تعالى از اول به آن عالم بوده است و اما علت اينكه خداوند از اول چيزى را مقرر ميدارد و سپس تغيير ميدهد چند وجه است : اول اينكه بندگان به كارهاى نيك چون صله رحم و احسان به فقرا راغب باشند . دوم - امتحان حسن اطاعت بندگان است كه خدا ببيند آيا در موقع تغيير بندگان تمرد و سرپيچى ميكنند و در مقام اعتراض و اشكال بر مىآيند چنانچه در باره تغيير قبله بعضى باعتراض برخاستند يا آنكه تسليم و منقاد حكم خدا ميشوند . سوم - چون بندگان بدانند كه ممكن است شخصى كه نزد خدا شقى بوده برگردد و سعيد شود از دعا و تضرع به پيشگاه حضرت احديت رو نگردانند و هميشه بحالتى ميان خوف و رجا باشند . مرحوم مجلسى سه جهت ديگر غير از آنچه ما گفتيم در مرآت صفحه 100 بيان كرده است ، بعضى از دانشمندان سنى كه معنى بدا را بمذاق شيعه نفهميده و خيال كرده است شيعه بداى نسبت به خدا را به همان معنى بدا نسبت به انسان ميداند به آنها اعتراض كرده و سخنان زشتى نسبت داده است : مجلسى ره ميفرمايد اين سخنان ناشى از عصبيت بيجاست زيرا كه در اخبار آنها مطالبى كه بدا را تصديق مىكند بسيار است ولى چون آنها نسبت به خدا مطالب ناروائى ميگويند كه شيعه آنها را باطل مىكند و خدا را از آنها با دليل روشن منزه ميسازد و آنها سر افكنده ميشوند و نميتوانند جواب گويند ببهتان و افترا كه شيوه ناتوانانست متمسك ميشوند .