السيد محمد باقر حجتي

7

كشاف الفهارس

شتابزدگى ، نسخه هايى را نادرست ويا بسيار ناقص معرفى كردند كه ناگزير شديم بسيارى از اين نسخه ها را از نزديك رؤيت كنيم تا قدري از نقص ونارسائيهاى مشهود در معرفى آنها را بكاهيم . پيداست كه رؤيت اين نسخه ها در شهرهاى مختلف إيران فرصت زياد وقابل توجهي را در اختيار خود گرفته ومى گيرد ، ولذا موجب عدم پيشرفت كار ما شده وتعويقهايى را باعث گرديده ومى گردد . حاصل كوششهاى چندين سأله أم به علت تراكم كارهاى مربوط به تدريس در دانشگاه وتأليف پاره أي از كتب تعليم وتربيت اسلامي وعلوم قرآني وجز آنها - كه غالبا از پى درخواست جدى ومصرانه برادرانى متعهد به جمهوري اسلامي إيران به نگارش آنها ناگزير مى شدم - به دست فراموشى سپرده شد ودر زاويه أي از كتابخانه منزل پذيراى فرونشستن غبارها بود ، غبارهايى كه بر روى آنها مى نشست به سان خارهايى بود كه بر قلبم مى خليد وبه شدت مرا مى آزرد ، واحساس مى كردم دست آورد رنجها وكوششهايى فرساينده أم به صورت كاغذ پاره هايى فراموش شده - بدون اينكه به تحرير وتدوين آنها توفيق يابم - سرانجام از ميان خواهد رفت . اما گويا خدا نخواست اين بنده - كه به انگيزه معرفى كتابهايى ، اين بار سنگين را بر خود هموار ساخت كه ميان آنها هزاران منبع براي شناساندن فرهنگ وتعاليم أهل بيت ( عليهم السلام ) وجود دارد - بدانسان با ديده ناكامى ناظر از ميان رفتن آنها باشد . دوستانى چند از دور ونزديك كما بيش از يادداشتهاى مربوط به نسخه هاي خطى عربي اطلاع يافتند ، ومى دانستم نمى توانم براي تدوين اين يادداشتها به تنهايى دست به كار شوم . يكى از فضلاء معاصر توسط يكى از كتابشناسان نامى خواستند اين فيشها ويادداشتها به يكى از مراكز تحقيق در مشهد مقدس منتقل گردد ، لكن شد آمد ميان تهران ومشهد كه مى بايست در فواصل زماني كوتاه تكرار مى شد براي بنده ناهموار ودشوار به نظر مى رسيد ، لذا پذيراى اين درخواست نشدم . حدود پنج سال قبل يكى از برادران بسيار بزرگوار بر اين مهم اطلاع يافتند ومقدماتى را در تهران فرآهم آوردند تا پس از تكميل تهيه فيشهاى مربوط به نسخه هاي خطى ، تدوين آنها آغاز گردد ، اين برادر عزيز يعنى جناب آقاى عليمحمدى ( حفظه الله تعالى ) سرپرست محترم ( سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامي ) وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي نسبت به ادامه اين كار اظهار علاقة نمودند ، وبه نحو شايسته أي زمينه را براي انجام آن در سازمان ياد شده فرآهم كردند ، وأين بنده نيز تمام آن فيشها ويادداشتهايى كه قبلا فرآهم آورده بودم - وشايد متجاوز از دويست هزار عدد بود - از منزل به اين سازمان منتقل ساختم . ايشان وهمچنين ساير برادرانى كه در اين سازمان أداء وظيفة مى كردند از بذل عنايت واهتمام به تداوم اين امر ، كمترين دريغى را روا نداشتند ، وهرگونه امكاناتي كه درخور توان سازمان مذكور بود در اختيار اين كار نهادند ، وأين بنده نيز به خاطر احساس اخلاص در اين برادران عزيز كه شوق وعلاقه آنان به دين ودانش وفرهنگ برايم كاملا مكشوف ومشهود بوده وهست - با حضور خود در اين سازمان وكوششهايى خستگى ناپذير جهت ادامه وتكميل آن - به خلوص نيت وصفاء سريرت اين عزيزان پاسخ مثبت دادم ، وسرانجام پس از يكسال واندى از شروع به تحرير اين فيشها ، بخش مربوط به ( قرائت وتجويد ) از نظر تدوين ، تكميل شد ، ونيز تحرير وتدوين قسمت