السيد محمد باقر حجتي
168
كشاف الفهارس
بايد به ابن دقيق العيد يادآور شد كه نقل آحاد - ما دامي كه همراه با قرائت مفيد قطع نباشد - يقين آور وقطعي نيست . پس از طريق نقل آحاد ، قرآنيت قراآتى كه از اين طريق روايت شده است قابل اثبات نمى باشد . وچنانچه قراآتى با قرائني همراه باشد ويا از طريقي روايت شود كه موجب قطع ويقين به صدور آنها از نبي أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ومعصومين ( عليهم السلام ) گردد ، آن قراآت را مى توان قرآن برشمرد ، ولى بايد گفت : نبايد قرآن را بر طبق قراآت شاذه قرائت كرد ، به همان دليل كه از رهگذر آن ، چنين قراآتى مرفوض ومردود مى باشد ، تا نص قرآن كريم صيانت گردد وغير قرآن به قرآن راه نيابد . علاوة بر اين ، مصداق چنين قراآتى عبارت از آنگونه قراآتى است كه به ندرت استعمال مى شوند ، چون انگيزه براي نقل قرائت قرآن كريم از رهگذر روايات متواتر ، موجود است . سخن زير راه وروش درستي را براي اختيار قراآت صحيح در پيش روى ما قرار مى دهد : زركشى در كتاب البرهان گفته است : امام أبو محمد إسماعيل بن إبراهيم هروى در كتاب الكافي گفته است كه اگر كسى بگويد به چه دليل قرائت أبو جعفر مدنى ويعقوب حضرمي را طي قراآت قراء سبعه وارد ساختيد ، در حاليكه ايندو از زمره ء قراء سبعه - كه قرائت آنها مورد اتفاق علماء مى باشد - به شمار نمى آيند ؟ پاسخ مى دهيم كه ما بدانجهت از قرائت ايندو - به سان قراآت قراء سبعه - پيروى كرده أيم ، چون ديديم قراآت ايندو واجد همان شرايطي هستند كه قراآت قراء بعدى واجد آنها است ، از اين لحاظ كه برخوردار از علم ووثاقت واتصال اسناد هستند . آنگاه يادآور مى شويم كه تمسك به قراء سبعه ( ولاغير ) مطلبي نيست كه بتوان در زمينه ء آن اثر وخبر وسنتي را جستجو كرد ، بلكه سنت بر اين است كه بايد قرائتي را معتبر برشمرد كه روايت مربوط به آن از نظر نقل وقرائت ولفظ وتعبير برخوردار از اتصال باشد ، وبر هيچيك از رواة وناقلان آن قرائت نتوان خدشه أي از لحاظ وثاقت وعلم وارد ساخت . به خاطر همين ملاك ، قراء سبعه را بر ديگران مقدم داشته وبدينسان أبو جعفر مدنى ويعقوب حضرمي را بر سايرين ترجيح مى دهيم .