السيد محمد باقر حجتي

164

كشاف الفهارس

مجاز ، تلاوت نمود ، قرائتي كه منع وتحريمى از سوى قراء در مورد آنها اظهار نشده است ) ( 1 ) . شيخ طبرسي : أبو علي فضل بن حسن طبرسي : ( بايد متوجه باشيم ظاهرا در مذهب امامية ( شيعه ء اثنى عشرى ) اين مطلب جلب نظر مى كند كه علماء امامية بالاتفاق قرائت قرآن كريم را بر طبق قراآتى كه ميان أمت اسلامي معمول ومتداول است جائز مى دانند ، با توجه به اين نكته كه در ميان قراآت موجود ، آن قراآتى را كه ميان قراء جائز است اختيار وانتخاب كرده اند ، اما گزينش قرائت خاصي را كه نتوان جز آن به قرائت ديگرى قرآن را تلاوت كرد مكروه برشمرده اند ) ( 2 ) . محمد باقر خوانسارى : مرحوم خوانسارى مى گويد : در حجيت قراآت سبع ، وحتى حجيت سه قرائت ديگرى ، كه آنها را بر قراآت سبع افزودند ومجموعا به ( قراآت عشر ) معروف است ، اجمالا اختلافي ميان علماء امامية وجود ندارد ( 3 ) . شهيد أول : شهيد أول ( م 786 ه‍ . ق ) معتقد است كه ( قراآت عشر ) ، متواتر بوده وجواز قرائت قرآن بر طبق آنها اجماعي است . ( 4 ) . در روضات الجنات آمده است : ( قرائت معتبر كه إجزاء وكفايت آن مورد اتفاق است ، ومى توان گفت همه ء آن را روح الأمين [ يعنى جبرئيل ( عليه السلام ) ] فرود آورد ، وهمه ء وجوه هفتگانه ء آن - به عقيدة ء همه ء أهل اسلام - به تواتر از رسول أكرم ( صلى الله عليه وآله وسلم ) رسيده است ، - چنانكه به همين حقيقت گروهى از فقهاء تصريح كرده اند - مطلبي است كه از رهگذر روايات متعددى قابل تأييد مى باشد . از قبيل حديث ( الخصال ) صدوق كه در آن آمده است : ( رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : از پيشگاه خداوند كسى [ يعنى جبرائيل ] نزد من آمد وگفت : خداوند متعال به تو دستور مى دهد كه قرآن را بر يك حرف [ ويك وجه ] قرائت كنى . گفتم : پروردگارا ! برامتم سخت نگير ودامنه قرائت را توسعه ده . جبرائيل گفت : خدا به تو دستور مى دهد كه قرآن را بر حسب هفت حرف وهفت وجه قرائت كنى ) ( 5 ) . ما از طريق روايات ( أهل بيت وحى وتنزيل ) ( عليهم السلام ) موظفيم قرآن كريم را همانگونه قرائت كنيم كه مردم قرائت مى كرده ومى كنند . ومشهورترين قراآتى كه در ميان مردم استقرار يافته همين ( قراآت سبع ) است كه به همان قراء سبعه منسوب بوده ومردم نيز بر قراآت آنها متكى هستند ) ( 6 ) .

--> 1 . التبيان 1 / 7 . 2 . مجمع البيان 1 / 25 . 3 . روضات الجنات 263 . 4 . ابن الجزري در غاية النهاية 2 / 265 ، شهيد أول را با اين تعبير معرفى مى كند : ( وهو امام في الفقه والنحو والقراءة ) . 5 . الخصال ، ص 327 ، 328 - كه روايت فوق - با أسانيد آن ونيز مفصلتر از آنچه در متن بازگو شده - آمده است . 6 . روضات الجنات ، ص 263 .