السيد حيدر الآملي

مقدمه 33

جامع الأسرار ومنبع الأنوار

آخرين صفحات جامع الاسرار نظرات آنان را خلاصه مىكند كه در متن كتاب به تفصيل آمده است . در ميان آنان كسانى وجود دارند كه مىتوان آنها را صوفيان محض و شيعيان صرف ناميد اين دو بايستى با علم به اينكه مكمل همديگر هستند به يك ديگر احترام بگذارند . اما اين فقط نخستين مرحله است كه بر مبناى آن ، خاتمهء كتاب ، با ادامهء تعريفى دوباره از شيعى حقيقى و شيعى كامل ( integral ) تمامى مباحث را به اختصار مىآورد . و شرف الطائفتين المذكورتين ( أي الشيعة الاماميّة و الصوفيّة ) و منزلت ما ، بل حقيقتها ، ( هو ) بأنهما حاملا أسرار الأنبياء و الأولياء - عليهم السلام - ظاهرا و باطنا ، لانّ الأنبياء و الأولياء كانوا جامعين لجميع الاسرار الإلهيّة ظاهرا و باطنا . فالشيعة قاموا بحمل أحكامهم و أسرارهم بحسب الظاهر و الشريعة ، و الصوفيّة قاموا بحمل أسرارهم و حقائقهم بحسب الباطن و الحقيقة ، و ان كانت الصوفية بالحقيقة أيضا هي الشيعة ، كما عرفته عند بحث المؤمن الممتحن و غير الممتحن . در واقع حيدر آملى با تكيه بر سنت امامان بحثى اساسى را در متن كتاب به تفصيل آورده است . مؤمن ممتحن شيعهء كامل است و نه شيعهء صرف كه فراتر بدان اشاره شد و به عمل به ظاهر ديانت بسنده مىكند . همينطور مؤمن ممتحن ، « صوفى محض » بد گوى شيعه ، نيست كه منشأ خرقهء خود و اينكه نخستين صوفيان مريدان امامان بوده‌اند فراموش كرده است . حيدر آملى چند سطر بالاتر از صوفيان حقيقى سخن گفته است . أو مىتوانست به آن اسامى ، نام سعد حموئى را نيز اضافه كند زيرا كه [ در جاى ديگرى ] نام أو را آورده است و حيدر آملى مىبايستى به پيوند معنوى و شخصى أو با امام غايب آگاهى داشته باشد . اين مفهوم « مؤمن ممتحن » است كه اجازه مىدهد تا با برجسته ساختن خاستگاههاى تصوف و تشيع از رويارويى آنان فراتر رويم . فرد معنوى ، شيعهء كاملى كه از اين بيان بر مىآيد ، برابر مقدمهء كتاب ، همان شخصى است كه حيدر آملى آگاهانه خود را نمايندهء آن در اين جهان مىداند . همينطور حيدر آملى