السيد حيدر الآملي

مقدمه 15

جامع الأسرار ومنبع الأنوار

ابعاد بسيار بزرگ طرح شده به راحتى در انديشهء شيعى ادغام شده است گويى كه انديشهء شيعى ، تعليمات ابن عربى را جزيى از خود تلقى كرده است ؟ اين مسئله اى است كه بايستى پژوهشهاى بعدى در فلسفهء شيعى به آن جواب دهد . اين مسئله پرسشى دربارهء آموزشهاى آغازين و منابع ابن عربى در آندلس طرح مىكند . اين مسئله به نفوذ تشيع اسماعيلى و امامى در عرفان آندلس و به ويژه ابن مسره و مكتب المريا توجه دارد كه آسين پالاسيوس ( Asin Palacios ) توانست با توجه به نقل قولهاى ابن عربى اساس تعليمات آنان را بازسازى نمايد . احساس مىشود كه دايرهء بزرگى وجود داشته است انديشهء شيعى كه تا مرز غربى دنياى اسلامى نفوذ پيدا كرده بود به توسط ابن عربى به مشرق باز آورده شد و علت آن اين بود كه در آندلس شرايط مساعدى براى زيستن و انديشمندان أهل حكمت وجود نداشت . شايد اگر آشوبهاى يورش مغولان مانع نشده بود پاى ابن عربى تا به إيران زمين رسيده بود . اما درست يك سده بعد از مرگ وى در دمشق يك سيد إيراني زادگاه خود آمل و سواحل درياى خزر را ترك كرد تا به عتبات عاليات عراق رفته و در آن جا - شايد - بزرگترين شارح اثر ابن عربى گردد ، شارحى كه به بهترين وجهى عرفان شيخ أكبر را به آن چه را كه أو تصور مىكرد خاستگاه آن است هدايت نمود . اين ملاحظات مجمل براى توضيح اينكه چرا محقق فلسفهء شيعى توجهى خاص به آثار حيدر آملى نشان داده است كفايت مىكند . اضافه كنيم كه به مقياسى كه اشارات مربوط به شرح احوال در آثار حيدر آملى شناخت شخص وى را ممكن مىسازد چهرهء معنوى وى جذابتر به نظر مىآيد . در اينجا اشاره اى به مراحل تحقيقاتى كه به كشف آثار وى منجر شده است بىثمر نيست . در واقع بهترين راه توضيح اين است كه بگوييم در چه شرايطى ويرايش اثر حاضر ممكن شد و وضعيت و كوششهايى كه در برابر ما هستند كدامند . توجه به آثار ابن عربى و انديشهء شيعى از سالها پيش ما را به نقل قولها و ارجاعات پراكندهء حكماى شيعى حساس كرده بود . به نظر مىآمد كه آثار سيد حيدر آملى در رأس آثارى بود كه نزديك شدن به انديشهء شيعى را كه نشانگر فلسفه