الشيخ محمد تقي بهجت

417

جامع المسائل ( فارسي )

گوشت به قدرى كه داخل در مرتبه لاحقه نشود ، خواه جريان و سيلان هم داشته باشد يا نه ، نقطهء از خون خارج بشود يا نه ، دو شتر است . زخمى كه عمق آن زياد باشد و در « متلاحمه » كه دخول آن در گوشت زياد است و لكن بحدّى كه داخل در مرتبه لاحقه نباشد ، سه شتر است . و ناميده شدن به اين اسم به جهت التيام سريع در آن بالاضافه به بالاتر [ است ] . زخمى كه پوست نازك روى استخوان ظاهر شود در « سمحاق » كه جرح مىرسد تا آن كه ظاهر شود پوست نازك روى استخوان و از همهء گوشت فاصل بگذرد ، چهار شتر است . و اين جراحت نمىرسد به آشكارى خود استخوان در سر يا روى . زخمى كه استخوان سر يا روى معلوم شود در « موضحه » كه آشكار مىكند استخوان سر يا روى را ، پنج شتر است . اعتبار در تعدّد ديه به عمق جراحت است نه عرض و طول اعتبار در تعدد ديه ، به عمق جراحت است نه به عرض و طول ؛ پس اگر دو موضحه جدا باشد دو ديه دارد ؛ و اگر يكى به ديگرى متّصل شد به سبب سرايت ، يك ديه دارد ؛ و اگر وصل كرد جانى بين آن دو ، پس در تعدد و وحدت تأمل است . و همچنين مورد تأمل است تقديم قول جانى در اختلاف در اين كه و اصل او بوده يا سرايت جنايت او و قول مجنى عليه كه و اصل غير جانى بوده است . و همچنين در اختلاف جانى و ولىّ در موت مجنى عليه كه مسبوق به جنايت به قطع دستها و پاها بوده ، كه آيا به سرايت ممكنه ، موت واقع شد ، پس يك ديه بر او است يا بعد از اندمال ممكن ، موت واقع شده ، پس دو ديه بر او است ، در تقديم قول ولىّ با يمين او تأمل است . و اگر غير جانى وصل كرد به جنايت سوم ، تعدد خالى از وجه نيست يعنى سه ديه دارد ؛ و اگر مجنى عليه متّصل كرد دو ديه بر اولى است و سوّمى هدر است .