الشيخ محمد تقي بهجت

412

جامع المسائل ( فارسي )

حدقهء چشم اگر حدقهء چشم را كَند يك ديه دارد و منفعت تابع عين است در اينجا ، بخلاف گوش و ازاله شنوايى . جنايت بر روشنايى چشم اگر ادّعا كرد مجنىّ عليه ذهاب روشنايى چشم را به سبب جنايت ، و جانى انكار كرد ، و بيّنه از اهل خبره و اطلاع كه عادل ، يا يك مرد و دو زن از اهل عدالت باشند شهادت دادند به مدّعى ، ثابت مىشود قصاص در عمد به شهادت دو عادل ، و ديه در شبيه عمد و خطأ محض به مطلق بيّنه كه ذكر شد . و اگر گفتند : « اميد عود نيست » يا آن كه گفتند : « اميد عود هست » بدون تقدير مدت ، ديه مستقر مىشود . و همچنين اگر گفتند : « بعد از مدت معيّنه » ، و عود نكرد در آن وقت ، مستقر مىشود ديه . و همچنين مستقر مىشود ديه اگر ممكن نشد اختبار ، به واسطه موت قبل از مدت يا جنايت ديگرى ( قبل از مدت ) به قلع چشم ، لكن اگر اهل اطلاع اعلام عود كرده بودند پس در ثبوت ارش يا ديه تأمل است و احوط صلح است . عود روشنايى و اختلاف در آن و اگر عود كرد در مدت ، ارش در آن ثابت است ؛ و بعد از مدت معينه و در صورت عدم تعيين مدت از اهل خبره اگر عود ، معلوم يا ثابت شود ، اظهر ثبوت ارش است . و همچنين بعد از يأس از عود اگر خطأ ظاهر شد اظهر استعادهء زائد بر ارش است . و صورت احتمال تجدّد نعمت ، مورد احتياط و مصالحه است . اگر اختلاف در عود شد و استعلام ممكن نشد و بيّنهء بر احد طرفين نبود ، قول مجنى عليه مقدم است با يمين او . و همچنين در صورت موت او و اختلاف ولىّ او با جانى در عود قبل از موت و نبودن بيّنه ، قول ولىّ با يمين او مقدم است . ادّعاى از بين رفتن روشنايى با سلامت ظاهرى چشم اگر ادّعاى ذهاب روشنايى چشم بود و چشم در جاى خود سالم بود ، پس با عدم امكان