الشيخ محمد تقي بهجت
391
جامع المسائل ( فارسي )
6 - زبان 6 - در استيصال زبان از حيث جسميت و نطق با آن ، تمام ديه است . و در زبان اخرس ثلث ديه است . قطع بعض زبان لال و در قطع بعض زبان اخرس ، نسبت مقطوع با مجموعى كه در آن ثلث است ثابت است با تمكن از تعيين مساحت ، و گر نه ارش ثابت است بنا بر اظهر . ادّعاى ابكم بودن توسط جانى و در تقديم قول جانى اگر ادّعاى ابكم بودن نمود و بيّنه بر نطق نبود ، تأمل است ، بلكه قول مجنى عليه موافق با اصل سلامت است و تقديم آن خالى از وجه نيست . و تقديم بىاشكال است اگر مدّعى حدوث آن باشد بعد از سبق ناطق بودن بر حسب اعتراف يا بيّنه . قطع بعض زبان سالم در قطع بعض زبان سالم ، نسبت غير منطوق از 28 حرف ( كه ديهء زبان تقسيم بر آنها بشود ) به تساوى است . و اگر همهء حروف منطوق است پس با تمكن از مساحت مثل قياس طرف مقطوع به طرف غير مقطوع ، يا وقوع قطع در اواسط زبان تعيّن آن بىوجه نيست ؛ و اگر ممكن نشد ( به واسطهء معلوم نبودن مساحتِ اصل در حال سلامت ) پس ارش ثابت است بنا بر اظهر . تعداد حروف معجم و تقسيم ديه بر آن و حروف معجم چنانچه ذكر شد 28 حرف مىباشند ، و نقل شده 29 حرف در آنها ؛ و شايد به واسطهء ملازمه عاديه بين آنها ( در امكان نطق و امتناع ) شماره به 28 در ديه شده است كه بر حسب عادت همزهء مفتوحة و الف در امكان نطق ملازمت دارند ، و فارق دقيق و فرق در امكان نطق ، بعيد است . و اسماء حروف 29 است به مناسبت واقعيت تعدد مذكور ، و مناسب در ديه لحاظ ملازمت عاديه است ، چنانچه ذكر شد ، و اين غير فرق به اختلاف در نطق نه در ديه