الشيخ محمد تقي بهجت
380
جامع المسائل ( فارسي )
دوّمى در اين جذب شريكند ؛ پس نصف بر اولى و دوّمى است ، و از نصف ديگر ، ثلث مربوط به فعل سوّمى ساقط است . و براى چهارمى ديه كامله است بر سه نفر متقدم ، نه خصوص سوّمى كه مباشر است بنا بر اظهر كه مذكور شد . گرفتن كسى براى نجات خود و هلاك همه در چاه حفر شدهء عدواناً و اگر چاهى به عدوان حفر شده بود ، و از لغزش ( نه از عمد ) كسى افتاد در آن و در حال افتادن گرفت دوّمى [ را ] و او هم گرفت براى نجات خودش سوّمى را ، محتمل است ضمان حافر نصف ديه را ، و ضمان دوّمى ربع ديه را ، و هدر است ربع ديه به واسطهء ثقل دوّمى كه به جذب اختيارى اولى او را ، تأثير كرده است ، و بر سوّمى چيزى نيست ؛ و اين محتمل ، قريب است . و دوّمى ، مداخله داشته در هلاك او حافر و جاذب و مجذوب ، پس اگر جذب عدوانى نبوده بلكه احتمال سقوط مجذوب ضعيف بوده ، محتمل است كه نصف ديه بر حافر كه سبب است باشد و ربع ديه بر اولى كه جاذب ثانى است باشد و ساقط باشد ربعى كه فعل دوّمى است ( كه جذب سوّمى باشد ) ؛ و اين محتمل ، قريب است . و اگر جذب عدوان بوده ، بر حافر چيزى نيست ، و نصف ديه بر اولى است ، و نصف ديگر در مقابل جذب دوّمى سوّمى را ساقط است بنا بر اظهر ، و سوّمى تمام ديه را مستحق [ است ] بر اولى و دوّمى اگر متعدى در جذب بودهاند ، و اگر متعدى نبودهاند ، حافر هم بر او ثلث ديه است كه سبب و متعدى بوده . و در صورت عدوان اولى فقط ، در سقوط قسمت دوّمى و ضمان اولى تمام ديه را و تقسيم بر هر دو ، تأمل است . اگر در فرض متقدم ، وقوع بعض بر بعض نبود و به سبب بعض بود ، پس ديه اولى بر حافر عدوانى ، و ديه دوّمى بر حافر كه سبب است و اولى كه مباشر است ، و ديه سوّمى بر حافر و اولى و ثانى است به تثليث ، چنان كه در نظير مقام گذشت . سقوط كسى در چاه بر ديگرى و هلاك اوّلى اگر انسان واقع شد در چاهى ، پس از آن واقع شد ديگرى بر آن بدون جذب ، پس