الشيخ محمد تقي بهجت

304

جامع المسائل ( فارسي )

اثناى يمينها وفات كرد ، احوط براى وارث ، استيناف ايمان است ؛ و اگر بعد از اتمام عدد وفات كرد ، وارث در اثبات حق محتاج به يمين نيست . چند مسأله قيام بيّنه بر غائب بودن در زمان مدّعى 1 - اگر بيّنه قائم شد بعد از حكم به سبب قسامه و قصاص يا اخذ ديه بر غائب بودن قاتل مثلًا در زمان مدّعى ، پس در نقض حكم به اخذ ديه يا استرجاع آن با عدم علم به خلاف تأمل است . اگر ولى نسبت به ديه بگويد « اين مال حرام است » 2 - اگر بعد از قسامه و استيفاء ديه گفت : اين مال حرام است ، سؤال مىشود تفسير آن ؛ پس اگر تفسير كرد به اين كه در يمين ، كاذب بوده از روى عمد يا سهو ، استرجاع مىشود ؛ و اگر تفسير كرده به حنفىّ بودن در قسامه ، مدّعى عليه اعتراضى نمىنمايد ، به سبب ابتناء حكم بر مذهب حاكم در حكم محقَّق ؛ و اگر تفسير كرد به عدم مالكيّت باذل ؛ پس اگر تعيين مالك نمود ، الزام مىشود به دفع به او ، و بر قاتل هم به مجرد اقرار خودش حقّى ندارد ؛ و با عدم تعيين ، رعايت مىشود مذهب ذُو اليد و آن كه از او مىخواهد بگيرد . اقرار به قتل توسط شخصى بعد از قسامه 3 - بعد از اثبات مدّعى با قسامه ، اگر كسى اقرار كرد به اين كه قاتل ، خودش بوده به نحو انفراد ، وجهى براى عمل به اقرار معلوم الكذب با يقين به مقتضاى قسامه نيست در فرض حلف ولىّ از روى يقين مطابق ادّعاى خودش . حبس متهم به قتل 4 - حاكم ، با التماس ولىّ ، در صورت متّهم بودن شخصى به قتل ، نمىتواند حبس نمايد براى احضار بيّنه بنا بر اظهر ؛ اگر چه احتياط در حبس ، و در عدم امتناع متّهم است در صورت عدم منافات با عرض و جاه او . و احتمال حبس در غير قتل ( از جرح ) اضعف است .