الشيخ محمد تقي بهجت
282
جامع المسائل ( فارسي )
نيست ، به جهت اين كه سرايت به جنايت غير قصاصى بوده است ؛ و ثبوت ديه نفس محتمل است . و هر جنايت و سرايتى كه در عمد آنها قصاص است ، در خطأ آنها ديه ثابت است . قتل ذمّى توسط مرتد 4 - اگر مرتدّى ، ذمّى را به قتل رسانيد از روى عمد ، اظهر ثبوت قصاص است ؛ و اگر عود به اسلام نمود و محكوم به آن شد ، قصاص در زمان اسلام منتفى است و احوط ثبوت ديه است . سرايت در جنايت بر نصرانى 5 - اگر مسلمانى ، نصرانى را از روى عمد مجروح نمود پس از آن ، جارح ، مرتدّ شد و سرايت كرد جراحت به نفس ، احوط انتفاء قصاص است به جهت عدم تكافؤ در مجموع دو حال جنايت و سرايت ، و بر جارح است ديهء نفس نصرانى . و همچنين اگر مسلم ، ذمّى را به قتل رسانيد پس از آن مرتد شد ، قصاص منتفى است ، به جهت عدم تساوى بنا بر احوط . و همچنين اگر مرتدّى را مجروح نمود پس از آن اسلام اختيار كرد ، كه قصاص منتفى است به جهت انتفاء تساوى مذكور بنا بر احوط . اگر كافر ، كافرى را به قتل رسانيد از روى [ عمد ] پس از آن قاتل ، اختيار اسلام نمود ، قود منتفى است . قتل مرتدّ توسط ذمّى 6 - اگر ذمّى ، مرتدّى را از روى عمد به قتل رسانيد ، پس در سقوط قصاص در واجب القتل مثل فطرى يا ملَّى بعد از استتابهء لازمه ( چنان كه ساقط است در حربى و مرتدّ با مسلم بودن قاتل او ) تأمّل است ؛ و بر تقدير سقوط قصاص ، اظهر سقوط ديه است در قتل ذمّى و مسلم ، مرتدّ را . و در قتل مرتدّ ، مرتدّ را يا حربى را و قتل حربى ، حربى را ، اظهر سقوط غير اثم از قصاص و ديه است .