الشيخ محمد تقي بهجت
271
جامع المسائل ( فارسي )
قطع دست براى پا در صورت نبودن پا براى جانى ، يا قطع اصابع رجلين براى اصابع يدين ، پس در آن تأمل است ، اگر چه ثبوت قصاص در اخير اظهر است ؛ و عكس يعنى قطع اصابع يدين براى اصابع رجلين مورد تأمّل است . قتل دفعى دو نفر توسط يك عبد اگر عبدى ، در يك دفعه دو حرّ را به قتل رسانيد ، مشترك مىشوند در او ولىّ دو مقتول ؛ و اگر به تعاقب ، جنايت كرد ، پس اگر حكم به استرقاق شد براى ولىّ اوّلى ( به اختيار ولىّ استرقاق او را در غير صورت فداء سيد به حق يا به رضايت ولىّ ) مخصوص ولىّ دومى مىشود ، و گر نه مشترك بين دو ولىّ است . در صورت حكم به اشتراك به واسطهء دفعى بودن جنايت دو نفر يا تعاقب بدون استرقاق سابق ، اظهر جواز استرقاق هر كدام از سابق و لاحق و از دو نفر در جنايت دفعيّه است نصف جانى را ، و نصف ديگر متعلَّق حقّ استرقاق ولىّ ديگر يا مجنى عليه ديگر است بدون فرق بين ولىّ اول يا دوم . و اگر در صورت تعاقب ، اوّلى استرقاق كرد به سبب جنايت دوم بعد از استرقاق اوّلى ، تمام او مختصّ به دوّمى مىشود در قتل و در جنايت جرح محيط به قيمت . ملاحظهء قيمت عبد در ديه 2 - قيمت عبد به منزلهء ديهء حرّ است ، پس همانطور كه ديهء حرّ در جراحات اعضاى او ملاحظه مىشود ، قيمت عبد همانطور ملاحظه مىشود ؛ و هر جراحتى كه در حرّ تمام ديه او در آن است ، در عبد تمام قيمت او در آن است ، پس هر چيزى از اعضاء كه در انسان يكى است ( مثل زبان و بينى ) در حرّ تمام ديهء او و در عبد تمام قيمت او است ، و هر چه كه در انسان دو [ تا ] است ( مثل چشم و گوش ) در حرّ نصف ديه و در عبد نصف قيمت او است ، و هر چيزى كه در انسان ده [ تا ] است در حرّ در يكى عُشر ديه و در عبد در يكى عشر قيمت او است مثل انگشتها . و اگر قيمت عبد ، متجاوز از ديهء حرّ باشد مردود به آن مىشود ؛ پس تمام ديهء حرّ از قيمت عبد ، يا نصف ديهء حرّ از نصف قيمت عبد رعايت مىشود . پس حرّ اصل است