الشيخ محمد تقي بهجت

253

جامع المسائل ( فارسي )

چند فرع تهديد كسى براى قتل خود 1 - اگر كاملى به مثل خود گفت : « مرا به قتل برسان و گر نه تو را به قتل مىرسانم » ، جائز نيست قتل ، و قصاص ثابت است و همچنين ديه در محل ثبوت آن ؛ مگر دفاع از نفس ، متوقف بر قتل آمر باشد و به آن مندفع بشود قتل تهديدى ، كه اثم و قصاص و ديه منتفى است . و اگر كامل به ناقص بگويد ، مطلقاً قصاص نيست و ديه بر عاقله فى الجمله ثابت است . و در عكس ، قصاص ثابت است با تفصيل متقدّم . و در ناقصَين قصاص نيست مطلقاً و ديه فى الجمله ثابت است . اگر كسى به ديگرى بگويد خودت را بكش 2 - اگر بگويد : « خودت را بكش » و طرف ، مميز بود ، چيزى بر آمر از قصاص و ديه نيست حتى اگر اكراه نمايد ؛ و مباشرت هم حرام است . و اگر تهديد نمايد به نوعى از قتل كه قابل تحمل نيست براى متحمّل اصل قتل ، پس در تحقق اكراه و جواز قتل نفس و قصاص از مكرِه تأمل است . و اگر غير مميز باشد ، قصاص بر مكرِه بلكه آمر ثابت است . جواز قطع عضو براى تخلص از قتل 3 - اكراه در پايينتر از نفس ، محقِّق و مسوّغ عمل مكره عليه است ؛ پس اگر بگويد : « قطع كن دست اين شخص يا احد الشخصين را و گر نه تو را خواهم كشت » ، جائز است قطع براى تخلص از قتل ، و بر او قصاص نيست ، و بر مُكرِه قصاص ثابت است . اكراه كسى بر بالا رفتن از درخت 4 - اگر اكراه كرد كسى را بر بالا رفتن به درختى پس از آنجا بدون اختيار افتاد و هلاك شد ، بر مكرِه ضمان ديه است ؛ مگر با غلبهء قتل در آن بالا رفتن با خصوصيات آن ، يا قصد قتل به وسيله اين سبب كه نادر است تعقب آن به هلاك ، كه قصاص ثابت است .