الشيخ محمد تقي بهجت
246
جامع المسائل ( فارسي )
يا در مكان و زمانى كه اعلام ، مفيد نبود ، پس دفاع كرد ماشى از خودش و زجر كرد مركوب او را ، و بر زجر ، مترتب شد موت يا جرحى بر راكب و يا دابّهء او يا به هر دو ، اقرب عدم ضمان زاجر است در صورت عدوان راكب به عدم اعلام يا تأخير آن يا عدم توقف تا رفع خطر با عدم عدوان ماشى در مشى در آن مكان خاص و زمان خاص . صورت ششم سحر اقرب حقيقت داشتن سحر است ؛ و با اقرار بعمد يعنى قصد قتل با آن يا غلبهء قتل با آن قصاص ثابت مىشود ، و گر نه شبه عمد است و ديه در آن ثابت است ؛ و اگر اقرار بر خطأ كرد ، ديه از مال خودش است مگر با تصديق عاقله . و با بيّنه ثابت مىشود ( با عدالت و خبرويت آنها ) آن چه با اقرار ثابت مىشود . و در دعاء هم محتمل است ثبوت با اعتراف به قتل با آن سبب ( مثل سحر ) ؛ مگر آن كه مورد اعتراف يا شهادت ، قتل به دعاء صالحين باشد كه يا كاذب است يا آن كه قاتل ، فاعل مختار حكيم تعالى است ، و بر هر تقدير ، ضمان منتفى است . مرتبهء ثانيه از مراتب تسبيب ، ضمّ مباشرت مجنىّ عليه است با موجد شرط يا سبب . صورت اوّل تقديم سم به آگاه به حال از آن جمله : تقديم طعام مسموم براى مميّز عالم به حال ، موجب قصاص يا ديه نيست ؛ و مباشرت ، اقوى از تسبيب است به ايجاد شرط مثل دادن كارد به قاتل نفس . تقديم به جاهل و اگر عالم به حال نبود و احتمالى كه منشأ خاص عقلائى داشته باشد نداد و تناول كرد طعام مسموم را و وفات كرد ، قصاص ثابت است با علم تقديم كننده به حال ، يا آن چه