الشيخ محمد تقي بهجت
243
جامع المسائل ( فارسي )
از قبيل ضعف بدن مضروب و زمان و مكان ضرب و محل ضرب ) و قصد قتل نداشت ، اتفاقاً بدون فاصله يا با آن ، مقتول شد ، قصاص نيست و ديه ثابت است ، مگر آن كه معلوم باشد قصد يا ثابت بشود اگر چه با اعتراف باشد . مريض شدن در اثر زدن و فوت بعد از آن و از اين بيان معلوم مىشود حكم صورتى كه در اثر ضرب ، مريض شد و وفات كرد ، كه با عدم غالبيت تعقب آن ضرب به مرض متّصل به وفات ، ديه ثابت است مگر با قصد قتل . و صورت غلبهء سرايت مُهلكه ، از يكى از دو نحو قتل عمدى ( كه غلبهء اتلاف يا قصد اتلاف با نادر محتمَل ) خارج نيست . حبس و منع از غذا و آب و همچنين حبس و منع از طعام و شراب در مدتى كه محبوس بحسب عادت تحمل آن را ندارد و تلف مىشود يا آن كه قصد اتلاف داشته باشد ، موجب قصاص است ؛ و گر نه اتفاقى و نادر باشد تعقب به موت ، موجب ديه است . و احوط الحاق صورت احتمال غلبهء اهلاك ، به صورت علم است . صورت سوّم انداختن در آتش اگر انداخت كسى را در آتش و وفات كرد ، پس با عدم ميسوريت خروج مُنجى از سوختن ، قصاص دارد . و با ميسوريت آن و اختيار عدم خروج ، ديهء نفس ثابت است در صورت عدم استناد قتل به نفس بلكه در صورت عدم معلوميّت استناد قتل به تخاذل ، و گر نه ضامن ديه نيست ؛ و انتفاء قصاص ، به واسطهء عدم صدق تعمد است چنانچه گذشت . و در صورت تخاذل ، مشترك بين صورت تخاذل و قتل مُلقى را ضامن است . و در صورت علم به تخاذل و استناد قتل به نفس ، نه قصاص ثابت است نه ديهء نفس بلكه ديه مشترك چنانچه مذكور شد .