الشيخ محمد تقي بهجت
233
جامع المسائل ( فارسي )
عدم خلاص ، پس براى مجرد تأخير قتل در زمان اشتغال به قتل مدفوع يا سائر تعذيبات به مدفوع ، در وجوب دفاع مذكور ، تأمل است . شروع دفاع و جائز نيست ابتداى در دفاع مگر با علم به قصد مدفوع ، آن چه را كه مسوّغ دفاع است يا خوف ناشى از امارات ظنّيهء عقلائيه ؛ و اگر تشخيص قصد ، خطائى بود ضمان ثابت است ؛ و لازم [ است ] امكان تسلط طرف ( بحسب اعتقاد دفاع كننده ) بر مقصود . عدم جواز ضرب و جرح در حال فرار مهاجم و وقتى دفع جائز است كه طرف ، مُقبل باشد ( با ترتيب متقدم ، در صورت لزوم رعايت ترتيب با امكان آن ) ؛ و اگر مُدبر باشد جائز نيست ( در حال برگشتن و انصراف از هجوم ) اصابت او به مؤلمات . حكم ضمان جرح در حال حمله و فرار اگر در حال اقبال ، قطع يد مهاجم نمود ، ضامن جرح و سرايت آن نيست در صورت رعايت ترتيب ممكن و عدم اندفاع به غير آن ؛ پس اگر در برگشتن اصابت كرد او را به ضربت ديگر ، دومى مضمون است ؛ و اگر هر دو مندمل شدند قصاص در دومى ثابت است با مطالبه در جرح ؛ و اگر اولى مندمل و دومى سرايت به نفس كرد قصاص نفس ثابت است با مطالبه ولىّ ؛ و اگر هر دو ضربت ، سرايت كردند ، قصاص ثابت است با مطالبه ولىّ با ردّ نصف ديه براى جرح اول به مقتصّ منه . اگر دو دست او را در حال اقبال مدفوع ، قطع كرد و در بين آنها پاى او را قطع كرد و همه سرايت كردند ، قصاص ثابت است بعد از ردّ ديهء دو دست يعنى دو ثلث ديه ، بر حسب محكىّ از « مبسوط » . و اگر قطع كرد دست و پاى او را در حال اقبال با اتصال و دست ديگر را در حال ادبار ، و سرايت كرد همهء سه قطع ، پس بر حسب محكىّ از « مبسوط » ، با توافق ، نصف ديه ثابت است ؛ و با طلب قصاص ، نصف ديه را مىدهند به مقتصّ منه ؛