الشيخ محمد تقي بهجت
216
جامع المسائل ( فارسي )
فصل هفتم ارتداد 1 - ارتداد و ثبوت آن مراد از مرتد كسى كه بعد از اسلامِ خودش كافر بشود مرتدّ است ، چه آن كه اسلام او مسبوق به كفر بوده يا نه . نحوهء ثابت شدن ارتداد و ثابت مىشود ارتداد : با بيّنه ؛ و با اقرار به خروج از دين ؛ و با هر قول و فعلى كه دالّ صريح يا ظاهر باشد بر استهزاء به دين و اهانت به آن و دست برداشتن از آن ، مثل القاء مصحف در قاذورات ، و زير پا كردن آن از روى عمد و نحو اينها ، و تلويث كعبه يا ضرائح مقدّسهء دينيّه با قاذورات ، و سجود براى بُتها . لزوم ضرورى بودن نزد منكر اما اقتصار بر ضروريات دينيه يا تعميم از حيث مجمعٌ عليه بودن يا ثابت نزد منكِر بودن ، پس اظهر لزوم ثابت شدن نزد منكر است ؛ پس اگر انكار او راجع به تبعيض در تصديق نبىّ صلى الله عليه و آله و سلم به اعتقاد خودش باشد ، و ثابت باشد آن امر نزد حاكم به كفر او ، موجب كفر است . و اگر ضرورى دينى ، معلوم شخص منكر نباشد به واسطه قرب عهد به اسلام و نحو آن پس در ايجاب ارتداد ، تأمل است ؛ بلكه كفر به [ سبب ] انكار ضرورى از باب معلوميت براى همه حتى منكر است و موجب تكذيب وجدانى رسالت است ؛ لذا اختصاصى به ضرورى دين اسلام ندارد و عامّ است به ضرورى مذهب حق كه تشيع است ؛ پس جاهل اگر چه معذور نباشد ، ارتداد او به انكار محل تأمل است .