الشيخ محمد تقي بهجت

130

جامع المسائل ( فارسي )

اختلاف در غير اصل كه وقت يا غير آن باشد ، نه در صورت عدم اتفاق بر اصل به تقويم خصوصيت مشهودٌ به را ، با اشكال در صورت علم به صدق يكى از آن دو در شهادت بر خصوصيت يا حجت اجماليه غير معيّنه كه قابل ترتيب اثر مشترك است . قبول يا عدم قبول مورد متّفق عليه در دو شهادت 4 - اگر شهادت داد يكى از دو نفر بر اين كه ثوب معين را در وقت معين بيع كرد به يك دينار ، و ديگرى بر اين كه بيع كرده است به دو دينار ، ممكن است گفته شود توافق در دينار موجب تماميت بيّنه در يك دينار است ، و تكاذب مسقط در زائد است ؛ لكن اگر ضميمه شود با شاهد دو دينار ، يمين مدّعى ، مثبت تمام دو دينار است . و ممكن است مناقشه در اين ، به اين كه شهادت در زائد ، به سبب معارضه ساقط مىشود در زائد ، پس سالم نيست شهادت يك نفر تا با ضميمهء يمين اثبات نمايد ؛ و خواهد آمد آن چه مربوط به اين فرع است . و اگر شهادت دهد با هر كدام از شاهدين ، شاهد ديگرى ، دو دينار ثابت مىشود اگر مدّعى آن باشد ؛ لكن ممكن است گفته شود كه بر بيع به دينار ، علم يا حجّت اجماليه قائم است ، و در زائد ، تكاذب بيّنتين است و موجب سقوط هر دو در زائد است ، اگر چه يكى موافق دعواى بائع است لكن معارضه محقّق است در اين صورت و در صورت اختلاف بين بائع و مشترى ؛ و فحواى يك شاهد با يمين ، در اينجا موجود است و مناقشه هم در اين مورد وارد است ؛ و خواهد مذكور شد توضيح در اين فرع . لكن اظهر وقوع تكاذب در شاهدين است و عدم بيّنه براى هيچ يك ، فقط مدّعى مىتواند با يمين خودش اثبات نمايد مشهودٌ به در يكى از آن دو را ؛ و تعارض ، بمعنى دفع بيّنهء كامله است نه تعارض بينتين كاملتين ، و منشأ ، تباين مراتب اعداد در واقع خارجى واحد است . و اما بينتين كاملتين پس همين تعارض برقرار است و مقتضاى آن ، سقوط هر دو است ، لكن ممكن نيست دو بيّنهء متخالفه براى يك مدّعى ، فقهراً مدّعاى او با يك بيّنهء موافقهء با دعواى او ثابت مىشود ؛ مگر آن كه دو مدّعى باشد و تداعى بشود و بيّنه از هر