الشيخ محمد تقي بهجت

123

جامع المسائل ( فارسي )

استرعاء و سماع بالاترين انحاء شهادت بر شهادت « استرعاء » است ، كه شاهد اصل بگويد : شهادت بده يا شاهد قرار دادم تو را يعنى شاهد بر شهادت را بر شهادت من بر فلان ، كه عبارت از استشهاد بر شهادت شاهد اصل است . و پايينتر از آن اين است كه شهادت شخص را نزد حاكم شرع سماع نمايد ؛ و مىتواند به مجرد اين سماع ، شهادت بر شهادت او بدهد ؛ و تمام احكام شهادت بر شهادت ، بر اين تحمل بدون تحميل مترتب است ؛ و از اين قسم است شهادت حاكم نزد حاكم ديگر بر شهادت مقبولهء نزد خودش از زيد مثلًا نزد ديگرى . اما اگر بگويد نزد غير حاكم كه « من شهادت خواهم داد نزد حاكم ، بر فلان ، به امر مخصوص » پس تحمل به مجرد اين قول ، محل تأمل است ، منشأ آن احتمال سامع است كه قول قائل ، وعد غير متعقب به وفاء باشد به علتى از علل ، زيرا محتمل است مراد قائل ، اخبار از شهادت آينده نزد حاكم باشد نه انشاء شهادت نزد حاكم يا غير او در صورتى كه معتقد نباشد كه ثابت شدن مشهودٌ به منوط به شهادت نزد حاكم و حكم حاكم به مقتضاى آن است ؛ و هيچ كدام از اخبار و انشاء در مشتركات لفظيه ، خلاف ظهور وضعى نيست ، بلكه بايد با قرائن ، تشخيص داده شود ، پس با تشخيص انشاء ، شهادت بر شهادت صادق است ، و با تشخيص اخبار ، صدق نمىكند . اولويت و احوطيّت تأكيد و توضيح در شهادت بر شهادت و اولى و احوط در تأديهء شهادت بر شهادت بلكه در جميع مواردى كه ممكن است شاهد و حاكم ، اختلاف نظر در جواز وضعى شهادت و حكم به سبب آن است داشته باشند تأكيد مشهودٌ به و ذكر سبب آن و عدم عدول از واقع به عبارت متعارفه است ؛ پس در صورت استرعاء بگويد : « أشهدني فلان على شهادته » ، و در صورت سماع شهادت نزد حاكم بدون استشهاد بگويد : « أشهد انّ فلاناً شهد عند الحاكم بكذا » ، و در صورت سماع نزد غير حاكم بگويد : « أشهد انّ فلاناً شهد على فلان بكذا » .