الشيخ محمد تقي بهجت
63
جامع المسائل ( فارسي )
[ كتاب الخلع ] فصل اوّل صيغهء خُلع « خُلع » عبارت است از : « ازالهء نكاح ، با فديه از زن و با كراهت خصوص زن » . صيغه آن عبارت است از : « خلعتك عَلى كذا » يا : « فلانة مختلعة على كذا » بكسر يا فتح . و اظهر ترتّب احكام خلع است بدون تعقيب آن به صيغهء طلاق . و احوط عدم وقوع خلع است به لفظ « فاديتك » و « أَبَنتك » و « فاسختك » و « اقلتُك » . و خلع طلاق است ( اگر چه مجرد از اتباع به طلاق باشد ) نه فسخ ؛ پس در عدد طلاقها داخل و محسوب است . و طلاق به عوض با كراهت زن بالخصوص ، خلع است اگر چه خالى از لفظ خلع باشد ، و احكام خلع بر آن مرتّب است بنا بر اظهر . اگر خواست از شوهر طلاق به عوض را ، پس خلع كرد او را بدون لفظ طلاق ، صحيح است و خلع واقع مىشود بنا بر اظهر . و اگر خواست خلع به عوض را پس طلاق داد به عوض ، لازم است بذل چه آن كه خلع طلاق باشد يا محتاج به طلاق باشد ، نه آن كه فسخ باشد . اگر ابتداءً گفت : « أنت طالق بكذا عوضاً » يا « و عليك ألف » ، طلاق رجعى مىشود . و خلع بودن ، موقوف است به تقدم بذل او براى خلع و تعقّب به خلع ، مثل اين كه بگويد : « بذلت لكَ كذا على أن تخلعنى » پس بگويد : « خلعتك على ذلك » يا « أنت طالق بذلك » ، يا تقدم خلع با تعقّب به قبول زن ، يا تقدم دال بر طلاق به عوض بر قبول زن . و احوط تلفظ به بذل فداء است در حال اختيار ، و عدم اكتفاى به دفع به قصد فداء ،