الشيخ محمد تقي بهجت

482

جامع المسائل ( فارسي )

زمينهاى ديگرى كه در آن ثابت نيستند فروخته شوند ، مگر بنا بر قول مُثبِت شفعه در منقولات . و دولاب مثبَت در چاه ، در خانه يا بستان ، تابع چاه است ؛ و اگر جدا فروخته شود از چاه ، شفعه در آن نيست ، كه در اول و آخر منقول است . و شفعه در دلوها و ريسمانها نيست . و در ناعورة ( دولاب يا كوزهء آن ) و ابواب و حمّام كه تابع ثابت در بيع باشند شفعه ثابت است . و در رحى و دكَّان و چاه و حمّام كه ملحق به دار و بستان مىشوند در عدم نقل ، ثابت است بنا بر اظهر . ثبوت يا عدم ثبوت شفعه در غرفهء مشترك و اگر غرفه مشترك باشد و سطح آن ، سقفِ صاحب بيت مختص باشد در جميع نواحى به يكى از دو شريك در عالى يا به غير اينها مثل صاحب سافل ، پس در آن غرفه چون ثابت يا تابعِ ثابت نيست ، شفعه نيست . و اگر سقف ، مشترك بين سافل و عالى يا مختص به عالى باشد ، شفعه در بيع عالى مشترك بين دو شريك ثابت است ، مثل طبقات متعدّده كه هر كدام مسكن مستقل باشد در صورتى كه در زمين كه مقرّ بناء است شريك باشند و هر عالى بر سافل استحقاق استقرار طبقهء عاليه بر طبقه سافله داشته باشد . و اگر سافل مشترك باشد و عالى مختص ، پس صاحب عالى فروخت مملوك خود را به ثالثى ، پس شريك مىتواند اخذ نمايد به شفعه ، خصوص نصيب بايع از سافل را ، نه عالى كه اختصاصى او بوده و با ضميمهء مختص يا مشترك فروخته بوده ، چنانچه واضح است . شفعه در زراعت و در زراعت در بستان يا خانه كه مآل آن به نقل است اگر چه دُور باشد ، اظهر عدم شفعه است ؛ و تبعيّت محل در بيع ، موجب دخول شفعه در منقول نيست ، مثل تبعيّت ثمره بر شجر در بيع و عدم دخول شفعه در ثمره قبل از تأبير و بعد از آن . و در اصول آن در صورت ثبات و قطع فروع به نحو متعدّد با استحقاق بقاء يا تبعيّت ثابت در بيع ، اظهر ثبوت شفعه است ، مثل اشجار .